مىگويد :
« قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ » ؛
يعنى بايد اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله به اخبار گذشتگان و آنچه بر منحرفان آنها گذشت ، آگاهى پيدا كنند تا از اين سرگذشتها پند بگيرند و ديگر همانند آن منحرفان ، پيامبر را در دستورى كه داده نافرمانى نكنند ؛ حال ، نتيجه هرچه باشد . وقتى عدّهاى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله [ در جنگ احد ] با دستور آن حضرت مخالفت كردند ، گرفتار سرنوشتى شدند كه امّتهاى گذشته به سبب مخالفت با پيامبران خود ، دچار آن گرديدند .
فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ .
در اينجا مراد از گردش بر روى زمين ، تنها سير و سفر نيست ، بلكه مطلق شناخت احوال گذشتگان است ؛ از هرراهى كه امكانپذير باشد . هيچ خردمندى ترديد ندارد كه كاوش در احوال مردم و آگاهى از عوامل ضعف يا قوّت آنان ، سودمند است ؛ زيرا انسان از آنها پند و اندرز مىگيرد و به آنچه خير و صلاح اوست ، هدايت مىشود و به همين دليل است كه خداوند فرمود :
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ .
اين آيه اشاره دارد به يادآورى سنّتهاى حكمتآميزى كه هركس بر طبق آن رفتار كرد ، پيروز شد و هركس از آن سر باز زد ، زيان ديد . بنابراين ، بايد گذشته را براى همهء مردم بيان كرد تا حجتى باشد بر هركس كه نافرمانى مىكند و هدايت و اندرزى باشد براى كسى كه تقوا را پيشه مىسازد . و تنها راهى كه مىتوان با آن خلافكار را از فرمانبردار تشخيص داد ، همين بيان است و اگر بيان و روشنگرى نبود ، اطاعت و معصيتى وجود نداشت .
شكست پنجم ژوئن
در سال 1387 ه . اهالى بحرين از من دعوت كردند تا به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان ، سخنرانىهاى مذهبى ايراد كنم . حدود 25 روز در آنجا ماندم و طىّ اين مدّت بيست سخنرانى داشتم . جوانها پرسشهاى متعدّد و مختلفى از من