داشتند . بديهى است كه ميزان ، سببى مىباشد كه موجب تشريع حكم مىگردد و نه سببى كه موجب نزول اين حكم و تطبيق آن بر يكى از موارد مىشود ؛ به بيانى ديگر ، وقتى ما سبب حكم را ندانيم ، اين حكم از ظاهر لفظ پيروى مىكند ، امّا وقتى سبب تام آن را بدانيم ، ميزان سبب است و نه ظاهر لفظ .
قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ .
مراد از « آيات » در اينجا ، علايمى است كه مىتوان با آنها تشخيص داد با چه كسانى مىتوان رابطهء دوستى برقرار كرد و از چه كسانى بايد دورى جست .
ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُمْ .
ظاهرا خطاب به گروهى از منتسبين به اسلام است و نه به همهء مسلمانان ؛ خواه در صدر اسلام و خواه در ديگر عصرها ، چرا كه در هيچ عصرى ديده نشده كه تمامى مسلمانان در دوستى با كافران وحدتنظر داشته باشند [ تا توهم شود ، خطاب متوجّه همهء مسلمانان است ] .
طبرى ، پيشواى مفسران ، و شمار بسيارى كه از وى پيروى كردند ، سخنى به اين مضمون گفتهاند : اينكه مسلمانان ، كافران را دوست دارند ، علىرغم اينكه آنان مسلمانان را دشمن مىدارند ، دليل بر آن است كه اسلام ، دين محبّت و گذشت است .
اين سخن ، سهوى است كه طبرى و پيروانش مرتكب شدهاند ، چراكه اسلام هيچگاه با مفسدان و خيانتكاران آسانگيرى نمىكند و بزرگترين دليل بر اثبات اين مدّعا ، همين آيه است كه طبرى آن را به گذشت و آسانگيرى تفسير كرده است .
به نظر من ، مسئله ، مسئلهء گذشت نيست ، بلكه موضوع خيانت و نفاق كسانى است كه به ظاهر مسلمانند ؛ امّا در عين حال به نفع دشمنان وطن و دين بر ضدّ مسلمانان جاسوسى مىكنند . همچنانكه امروز ، مزدوران استعمار ، كه به ستون پنجم و جيرهخواران و فرصتطلبان معروفند ، اين كار را انجام مىدهند ، زيرا اينان دين و ميهن خود را به هركسى كه پول بدهد مىفروشند .
وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ .
الف و لام در « الكتاب » براى جنس است . و معناى آن