مىگويد :
لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا
آشكار است ، زيرا معناى آن ، اين است كه آنها در ضرر زدن به مسلمانان مىكوشند و در اينباره از هيچكارى فروگذار نيستند . همچنين در اين سخن خداوند كه مىفرمايد :
وَدُّوا ما عَنِتُّمْ ؛
آنان براى شما آرزوى سختى و گرفتارى دارند . و نيز در اين سخن خداوند كه
قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ ؛
يعنى نسبت به دين ، پيامبر و قرآن شما طعنه مىزنند . و همچنين در اين سخن كه
وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ ؛
آنچه در دل پنهان مىدارند ، به مراتب بزرگتر از آن چيزى است كه بر زبان مىرانند . همچنين از جمله صفات كسانىكه خداوند ، مسلمانها را از آنان برحذر داشته ، اينهاست : « چون خلوت كنند از غايت كينهاى كه به شما دارند ، سر انگشت خويش به دندان گزند » . « اگر خيرى به شما رسد اندوهگين شوند و اگر به مصيبتى گرفتار آييد شادمان گردند » . تمامى اوصاف مزبور ، سبب آن است كه خداوند ، مسلمانان را از دوستى با چنين كسانى برحذر بدارد . بنابراين ، هركس چنين صفاتى را دارا باشد ، بايد از وى دورى جست و نبايد رابطهء دوستى با او برقرار كرد ؛ خواه اين شخص نام مسلمان را با خود يدك بكشد و يا هرنام ديگر را .
اكنون كه ما در سال 1967 قرار داريم ، در پنجم ژوئن همين سال ، استعمار ، اسرائيل را وادار كرد تا به سرزمينهاى عربى تجاوز كند . البتّه اين تجاوز زمانى صورت گرفت كه تفالههاى استعمار - كه از لحاظ دينى به اسلام و از لحاظ نژادى به عربها منسوب هستند - زمينه را براى اسرائيل آماده ساختند . به راستى گناه اين تفالههاى استعمار در پيشگاه خداوند بزرگتر از گناه مشركان و ملحدانى است كه ديگران را آزار و اذيت نمىكنند . بنابراين ، مسئله ، مسئلهء شرارت ، خيانت و جنايت است ، نه مسئلهء كفر و مسلمان نبودن .
ممكن است بپرسيد : اگر چنين است ، پس چرا خداوند فرموده است :
« مِنْ دُونِكُمْ »
و نگفته است : « من الخائنين المفسدين » ؟
پاسخ : آنگونه كه مفسران گفتهاند ، آيه دربارهء مسلمانانى نازل شد كه با يهود ارتباط