تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
است و استحقاق عقاب دارد . اين قاعده بر تمامى مردم منطبق مىشود و به مسلمانان اختصاص ندارد . چنان‌كه اين قاعده تمامى انواع حدود را شامل مىشود . نظير قاعدهء مزبور ، اين قاعده است : « من اخطأ في اجتهاده فخطأه مغفور له ؛ كسى كه در اجتهاد خود خطا كند ، خطايش بخشيده مىشود » . اين قاعده ، عقلى است و به دين و يا مذهب و يا به اصل و يا فرع خاصّى اختصاص ندارد . پس از اين مقدّمه ، قاعدهء فوق را در چند مورد تطبيق مىكنيم : 1 . انسانى كه در كشورى دور از اسلام و مسلمانان زندگى مىكند و دعوت اسلامى به او نرسيده و نام محمّد صلّى اللّه عليه و آله را نشنيده و در ذهنش خطور نكرده است كه در دنيا دينى به نام اسلام و پيامبرى به نام محمّد صلّى اللّه عليه و آله وجود دارد ، ترديدى نيست كه اين انسان معذور است و استحقاق مجازات ندارد ؛ زيرا عقل ، « عقاب بلابيان » را زشت مىداند . و نيز خداوند مىفرمايد :
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ؛
« 1 » ما هيچ قومى را عذابى نمىكنيم تا آن‌گاه كه برايشان پيامبرى بفرستيم . بىشك عقل ، پيامبر باطنى است و نيز دليل مستقلّى بر اثبات وجود خداوند متعال است . امّا دليل بر اثبات نبوت پيامبر ، معجزه و پديدار شدن آن به دست وى است البتّه با ضميمهء اين حكم عقلى ، كه آشكار شدن معجزه به دست ديگران محال است . 2 . انسانى كه نام اسلام و محمّد صلّى اللّه عليه و آله را مىشنود ، امّا توان تشخيص ميان حقّ و باطل را ندارد ، زيرا نمىتواند دليل حقّ را بشناسد و آن را بفهمد ؛ اين شخص نيز معذور است ، چراكه وى كاملا مانند كودك و ديوانه است . همانند اوست فردى كه به سبب تقليد از پدران خود ، در دوران كودكى به محمّد صلّى اللّه عليه و آله ايمان نياورده و در بزرگسالى نيز از لحاظ عقيدتى رشد نكرده و بر همان اعتقاد سابق خود ، همچنان بدون شك و ترديد و با اطمينان باقى مانده است . اين شخص معذور است ؛ چون تكليف انسان غافل غير مقصّر ، مانند تكليف انسان خوابيده است . محقّق قمى مىگويد : رهايى از تقليد پدران
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 15 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 227 | محمد جواد مغنية