تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
زيد ايستاده بود » آن است كه قيام حادث شده و سپس قطع گرديده است ؛ بدين معنا كه زيد ايستاده نبود و آن‌گاه در يك فاصلهء زمانى در گذشته ايستاده است ، بدون آن‌كه قيام در طول زندگى وى ، ادامه پيدا كرده باشد . آنچه دلالت بر اين معنا دارد ، خود كلمهء « قائم » است . گاه قرينهء مقام سبب مىشود كه لفظ « كان » بر قدمت و دوام دلالت كند ؛ مانند
« كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً » ،
چراكه نسبت مغفرت و رحمت به خدا هيچ‌گاه از ذات او جدا نمىشود . خداوند سبحان فضيلت و برترى امّت [ اسلامى ] را به ايمان داشتن به او و نيز انجام دادن وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر ، وابسته كرده است . بنابراين ، معناى آيه چنين مىشود : اى مسلمانان ! نگوييد ما بهترين امّت‌ها هستيم ، مگر اين‌كه امر به معروف و نهى از منكر كنيد و به محض اين‌كه از انجام دادن اين وظيفه خوددارى نماييد ، امّت برتر نخواهيد بود . بر اين اساس ، « كان » در اين‌جا تامّه است و نه ناقصه و
« خَيْرَ أُمَّةٍ »
حال براى ضمير در
« كُنْتُمْ »
است كه در اين‌صورت ، معناى آيه چنين است : شما در زمانى بهترين امّت هستيد كه امر به معروف و نهى از منكر كنيد . 3 . اين سخن خداوند متعال :
« أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ » ،
بر اين دلالت دارد كه خداوند ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و امّت او را آفريده است تا تمامى امّت‌ها را رهبرى كند و درحالىكه كتاب خدا را در يك دست و سنّت پيامبرش را در دست ديگر دارد ، همهء نسل‌ها را فراخواند كه به كتاب و سنّت تمسّك جويند و در عقيده ، شريعت و اخلاق بدان‌ها رجوع نمايند ، زيرا تنها اين دو منبع هستند كه مىتوانند سعادت را براى همگان تحقق بخشند و زندگى را براى هر فرد تأمين نمايند و براساس عدالت ، امنيّت و آزادى زمينهء كار و تلاش را براى تمامى مردم فراهم سازند . « 1 »
هامش
( 1 ) . آگاهان در اين موضوع ، ده‌ها كتاب نوشته‌اند كه برخى از مؤلّفان آنها از بيگانگان هستند ؛ بسيارى از اين كتاب‌ها و يا بيشتر آنها وافى به مقصودند . كتابى كه از همهء اينها - به نظر من - مفيدتر است ، كتاب كوچكى به نام المساواة فى الاسلام تأليف دكتر عبد الواحد وافى است كه علىرغم حجم كوچك آن ، بسيار پرمحتوا و انباشته از برهان و آمار است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 216 | محمد جواد مغنية