اعراب
« لَما آتَيْتُكُمْ » ،
ممكن است « لام » مكسور باشد ، بنابراين كه حرف جرّ ، و « ما » مصدريه باشد . در اينصورت ، معناى آن چنين است : « أخذ اللّه ميثاقهم لاجل إيتائه إيّاهم الكتاب و الحكمة ؛ خداوند از آنان پيمان گرفت تا به ايشان كتاب و حكمت دهد » .
ممكن است « لام » مفتوح و براى ابتدا باشد كه آن را « لام توطئه » نيز مىگويند . آنگاه « ما » شرطيه و محلّا منصوب است ، بنابراينكه مفعول
« آتَيْتُكُمْ »
باشد و
« جاءَكُمْ »
عطف است بر
« آتَيْتُكُمْ » .
« لام » در
« لَتُؤْمِنُنَّ »
جواب است براى قسم محذوف و « تؤمننّ » جانشين جواب قسم و جواب شرط است و لفظ شرط - چنانكه زمخشرى گفته - كلمهء « ما » است .
« طَوْعاً وَ كَرْهاً »
قائم مقام مفعول مطلق مىباشد كه در اصل « أسلم إسلاما طوعا » بوده است . همچنين ممكن است به معناى حال باشد ؛ يعنى « طائعين و مكرهين » .
فرق پيامبر و مصلح
در اينكه هم پيامبر و هم مصلح هردو ، داراى نيّت راستين و اخلاص در عمل هستند ، تفاوتى ميان آنها وجود ندارد . تفاوت اين دو شخصيت در آن است كه پيامبر هرگز اشتباه نمىكند ، زيرا او با وحى الهى سخن مىگويد و عمل مىكند ، امّا مصلح بر طبق نظر و اجتهاد خود عمل مىكند ؛ طبعا چنين فردى ، هم راه صواب را مىپيمايد و هم راه خطا را . از اينروست كه اختلاف در ديدگاه و اجتهاد مصلحان ، امكانپذير مىنمايد و اگر مجتهد مصلحى دچار خطا شود ، مسئوليت نخواهد داشت ، لكن وجود اختلاف در ميان پيامبران ، محال است ؛ چراكه همهء آنها بر يك سرچشمه اتكا دارند و آن وحى است كه همهء آنها را راهنمايى مىكند . بنابراين ، پيامبران بهسان كارمندان دولت هستند كه اوامر دولت را به مردم و هموطنان مىرسانند .