كسانى را كه ربوبيّت را به او نسبت داده بودند ، در آتش سوزانيد ، آنقدر مشهور است كه نياز به يادآورى ندارد . هركس مردم را به عبادت خود فراخواند كافر است . و هركس مردم را به قصد برترىجويى به تعظيم خود فراخواند ، فاسق است .
اين پرسش مطرح مىشود : آيه مشتمل بر سه لفظ است : كتاب ، حكم و نبوّت .
هريك از اين الفاظ اگر به تنهايى به كار رود ، معناى آن به گونهاى روشن است كه نياز به تفسير ندارد ، امّا وقتى همگى در يك جمله جمع و برخى به برخى ديگر عطف مىشوند ، [ و با عنايت به اينكه عطف ، تغاير را مىطلبد ] نياز به تفسير دارند ؛ زيرا معانى آنها با يكديگر تداخل مىكنند ؛ بهويژه آوردن كتاب و نبوّت در يك جمله .
بنابراين تفاوت اين كلمات سهگانه كه موجب عطف آنها بر يكديگر شده ، چيست ؟
پاسخ : مقصود از كتاب ، كتابى است كه از سوى خدا نازل شده است ؛ مانند تورات ، انجيل ، زبور و قرآن . مراد از حكم ، علم و سنّت پيامبر است . خداوند دربارهء يحيى فرمود :
« وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ؛
« 1 » ما در كودكى به او حكمت داديم » . معناى نبوّت نيز روشن است . هرچند لازمهء نبوت ، شناخت كتاب و سنّت است و لكن شناخت اين دو ، مستلزم نبوّت نيست ؛ مثلا هرپيامبرى دانا به كتاب و سنّت است ، لكن هردانا به كتاب و سنّت ، پيامبر نيست . نظير اين آيه ، سخن خداوند متعال است كه به پيامبران اشاره مىكند :
« أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ؛
« 2 » اينان كسانى هستند كه به آنها كتاب و حكمت و نبوّت داديم » .
وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ .
پيامبر به مردم مىگويد : كتاب خدا را ياد بگيريد ، بدان عمل كنيد و آن را به ديگران بياموزيد . شيخ محمّد عبده مىگويد : مفاد اين آيه آن است كه انسان با ياد گرفتن كتاب خدا و تعليم آن به ديگران و نشر آن ، ربّانى باشد . طبيعى است كه نزديك شدن به خدا تنها با علم و
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 12 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 89 .