تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
آگاهى نيست بلكه بايد اين علم ، با عمل نيز توأم باشد .
وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً .
پيامبر به كسى فرمان نداده و هرگز نيز به كسى دستور نخواهد داد كه غير از خدا معبود ديگرى انتخاب كند . . . چگونه ؟ :
أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ؛
آيا پس از آن‌كه اسلام آورديد ، شما را به كفر دستور دهد ؟ . اين‌كه از اهل كتاب در اين‌جا تعبير به مسلمانان شده ، بدان جهت است كه آنان به پيامبر ايمان آوردند و به سخنان او عمل كردند و هركس به پيامبرى از پيامبران الهى ايمان بياورد ، در هردوره‌اى از دوران‌ها كه باشد ، در اصطلاح قرآنى « مسلمان » است و تفصيل اين موضوع در هنگام تفسير آيهء 19 از سورهء آل عمران بيان شد . كسى كه آيات قرآنى و سنّت نبوى را جستجو كند ، درخواهد يافت كه يكى از برجسته‌ترين ويژگىهاى اسلام نسبت به ديگر اديان ، تأكيد بر اين نكته است كه ، در هيچ‌حالتى جايز نيست صفت الوهيّت به مخلوق نسبت داده شود ؛ خواه اين مخلوق پيامبر باشد ، يا فرشته و يا ولى . راز تكرار و پافشارى قرآن بر اين موضوع آن است كه انسان فطرتا به غلوّ تمايل دارد ؛ چنان‌كه اين موضوع را نزد پيروان برخى از اديان مشاهده مىكنيم . باوجوداين همه تأكيد و پافشارى ، باز هم مىبينيم كه غاليان در ميان مسلمانان نيز به چشم مىخورند . حتى بسيارى از مسلمانان امروز - با اين‌كه ما در قرن بيستم زندگى مىكنيم - چيزهايى را به برخى از مردگان نسبت مىدهند كه نسبت دادن آنها به هيچ‌كس ، جز خداوند بىهمتا روا نيست .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 167 | محمد جواد مغنية