به دروازهء آسمان به همان اندازه سخت است كه وارد شدن طنابى درشت در سوراخ سوزن » .
تفسير
فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ .
يهود پيش از ميلاد عيسى ، به مسيح منتظر ايمان داشتند ؛ لكن وقتى مسيح با دلايل و معجزات به سوى آنان آمد ، دربارهء وى اختلاف كردند : فقيران و مسكينان و مستضعفان ، كه ترسى از مقام و ثروت خود نداشتند ، به وى ايمان آوردند ؛ امّا بسيارى از صاحبان مقام و ثروت ، كه از مقامها و منافعشان بيم داشتند ، ايمان نياوردند . البتّه برخورد صاحبان ثروت و مقام با هرمصلحى ، خواه پيامبر باشد و خواه نباشد ، همينگونه است ؛ گرچه مىدانند او انسانى راستگو و برحق است .
برخى از مفسّران گفتهاند : يهوديان به اين دليل نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را انكار كردند كه وى عرب و از نسل اسماعيل بود و اگر او يهودى و از نسل اسحاق مىبود ، به وى ايمان مىآوردند . [ به نظر نگارنده ] اين نظريه اشتباه است ؛ زيرا عيسى عليه السّلام علىرغم اينكه يهودى بود ، آنها با وى به جنگ برخاستند و كوشيدند او را بكشند و به دار بزنند ؛ چنانكه بزرگان قريش با محمّد صلّى اللّه عليه و آله جنگيدند . بنابراين ، راز مبارزهء قريش با محمّد صلّى اللّه عليه و آله و مبارزهء يهوديان با عيسى عليه السّلام يكچيز بود : عشق به دنيا و منافع آن نه نژادپرستى .
در هرصورت ، عيسى عليه السّلام احساس كرد كه قومش كافر شده است و با او دشمنى مىورزد و از آنها رنجها ديد ، همانگونه كه پيامبر اسلام از قوم خود اذيّتها ديد . در آنجا بود كه عيسى گفت :
« مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ ؛
چه كسانى در راه خدا ياران من هستند » ؛ يعنى ياران خدا چه كسانى هستند و كجا مىباشند ؟ مؤمنانى كه دين خدا را يارى و از آن حمايت كنند و پس از من ، آن را به مردم برسانند . . . ؛ چراكه هرپيامبرى