از روى دشمنى و زورگويى آن را منكر شود ؛ زيرا اگر چنين نبود ، خدا و پيامبرانش بر مردم حجّتى نداشتند .
اگر كسى دربارهء سبب مكر مكركنندگان با انبيا و انكار منكران رسالت - با وجود اينكه آنهمه آيات و معجزات را مشاهده مىكردند - جستجو كند ، متوجّه خواهد شد كه تنها سبب اين مكر و انكار ، منافع شخصى و اشتياق به مقام و ثروت بوده است و براى اثبات اين حقيقت ، در كتابهاى آسمانى و احاديث نبوى شواهد زيادى وجود دارد كه نمىتوان آنها را برشمرد . از جملهء اين شواهد آن است كه سركشان و مرفّهين قوم « هود نبى » ، تنها به اين دليل با وى به مخالفت برخاستند كه او به آنان گفت :
« أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ . وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ . وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ . فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ؛
« 1 » آيا بر فراز هربلندى به بيهودگى برجى برمىآوريد ؟ و بدين پندار كه همواره زندهايد ، كوشكهايى بنا مىكنيد ؟ و چون انتقام گيريد همانند جبّاران انتقام مىگيريد ؟ پس ، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد » .
ثروتمندان قوم شعيب او را تهديد كردند و به او گفتند :
« يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا
. . .
وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ . . . ؛
« 2 » اى شعيب ! آيا نمازت به تو فرمان مىدهد كه ما آنچه را پدرانمان مىپرستيدند ، ترك گوييم ، يا در اموال خود آنچنانكه خود مىخواهيم ، تصرّف نكنيم ؟ . . . اگر به خاطر قبيلهات نبود ، سنگسارت مىكرديم » .
اوّلين و آخرين گناه شعيب آن بود كه به قوم خود گفت :
« . . . إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ . وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ؛
« 3 » اينك شما را در نعمت مىبينم و از روزى كه عذابش شما را فروگيرد ، بيمناكم . اى قوم من ! پيمانه و ترازو را از روى
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 128 - 131 .
( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 87 - 91 .
( 3 ) . همان ، آيهء 84 - 85 .