تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
« وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ ؛
« 1 » آنان مكر مىكردند و خدا نيز مكر مىكرد و خدا بهترين مكركنندگان است » .
« وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ؛
« 2 » و غافل بودند كه اگر آنها حيله‌اى انديشيده‌اند ، ما نيز حيله‌اى انديشيده‌ايم » .
« قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً إِنَّ رُسُلَنا يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ ؛
« 3 » بگو : مكر خدا سريع‌تر است ؛ رسولان ما نيز بدانديشىهاى شما را مىنويسند » .
« أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ ؛
« 4 » آيا پنداشتند كه از مكر خدا در امانند ؟ از مكر خدا جز زيانكاران ايمن ننشينند » . مراد از مكر كافران و منافقان ، حيله ، نيرنگ ، فريب و شرانديشى و نقشه‌هاى شر كشيدن است . امّا مقصود از مكر خدا ، خنثى نمودن مكر مكّاران و چاره‌انديشى براى نيرنگ آنان است ؛ چنان‌كه خداوند در آيهء 43 از سورهء فاطر مىگويد :
« وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ؛
نيرنگ‌هاى بد جز نيرنگ‌بازان را دربر نگيرد » . در قرآن صفات زيادى هست كه براى خداوند سبحان به‌كار رفته‌اند . در ظاهر چنين به نظر مىرسد كه نسبت اين صفات به خداى متعال جايز نباشد و آنها عبارتند از : شاكر ، مؤمن ، توّاب ، متكبّر و . . . ؛ لكن اگر اندكى تأمّل كنيم مىبينيم كه اين صفات در محلّ مناسب خود به‌كار رفته‌اند ؛ چراكه معناى شاكر آن است كه خداوند ، سپاسگزاران و فرمان‌برداران را پاداش مىدهد . مراد از مؤمن آن است كه او منبع امان و سلامت است . توّاب ، يعنى او توبهء توبه‌كنندگان را مىپذيرد . متكبّر ، يعنى تمامى آنچه در جهانند در برابر ذات او حقيرند . بنابراين ، روشن شد كه « مكر » در صورتى حرام است كه مراد از آن ، ضرر زدن به
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 30 . ( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 50 . ( 3 ) . يونس ( 10 ) آيهء 21 . ( 4 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 99 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 121 | محمد جواد مغنية