تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
عدل ، كامل ادا كنيد و به مردم چيزهايشان را كم مدهيد و چون تبهكاران در زمين فساد مكنيد » . با اين‌كه قارون از ثروتمندترين افراد قوم موسى عليه السّلام و از نزديك‌ترين خويشاوندان او بود ، با او به ستيز برخاست ؛ زيرا موسى وى را چنين اندرز داد :
« . . . وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ؛
« 1 » . . . همچنان‌كه خدا به تو نيكى كرده ، نيكى كن و در زمين از پى فساد مرو كه خدا فسادكنندگان را دوست ندارد » . عبد اللّه بن ابىّ از بزرگان و ثروتمندان مدينه بود . وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مكّه به مدينه هجرت كرد ، ابن ابىّ به سبب حسدى كه در دلش برانگيخته شده بود ، سخن ناروايى به پيامبر گفت . سعد بن عباده عرض كرد : يا رسول ! از اين سخن اين مرد چيزى به دلت نيايد ؛ چراكه ما همگى توافق كرده بوديم او را بر خود حاكم كنيم ؛ امّا اكنون او مىبيند كه تو اين سلطه را از وى گرفتى . « 2 » براى اثبات اين حقيقت ، سخن خداوند متعال كافى است كه مىفرمايد :
« كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ ؛
« 3 » هرگاه كه پيامبرى چيزى مىگفت كه با خواهش دلشان موافق نبود ، گروهى را تكذيب مىكردند و گروهى را مىكشتند » . آنها مسيح را تكذيب كردند و در صدد برآمدند كه او را بكشند ، آن هم به اين سبب كه وى آنان را به محبّت ، عدالت و مساوات فرامىخواند و نيز از آنها مىخواست كه با وجود گرسنگان و نادارانى كه در پيرامونشان قرار دارند ، طلاها را نيندوزند . از جمله تعاليم عيسى اين بود كه مىفرمود : « گنج‌هايى در زمين ذخيره نكنيد ؛ زيرا وارد شدن شخص ثروتمند
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 77 . ( 2 ) . در تفسير آيهء 61 از همين سوره خواهد آمد كه هيئت نجرانى به نبوّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ايمان آوردند ؛ ولى در عين حال به سبب اموالى كه از پادشاهان مىگرفتند ، به آن اعتراف نكردند . ( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 70 .