تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
أدنى : نزديك‌تر . الفسوق : فسق و بيرون شدن از فرمان خدا . رهان : جمع « رهن » . اين واژه در لغت به معناى حبس كردن است و در اين‌جا مراد از آن ، وثيقه‌اى است كه در عوض وامى كه رهن‌گيرنده به مديون مىپردازد اخذ مىشود .

اعراب

« فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ » ،
« رجل » فاعل است براى فعل محذوف و در تقدير : « فليشهد رجل و امرأتان » مىباشد و نيز جايز است كه آن را خبر از مبتداى محذوف قرار داد و در معنا : « فالذي يشهد رجل و امرأتان » است . مصدر مؤوّل از
« أَنْ تَضِلَّ »
مفعول لاجله است براى « تذكّر » و مصدر
« أَنْ تَكْتُبُوهُ »
مفعول است براى
« لا تَسْئَمُوا » .
« صَغِيراً أَوْ كَبِيراً »
حال است از ضمير
« تَكْتُبُوهُ » .
« تِجارَةً »
منصوب و خبر « كان » است و اسم آن محذوف و در تقدير : « إلّا أن تكون التجارة تجارة حاضرة » مىباشد . و نيز جايز است كه به رفع خوانده شود بنابراين كه كان تامّه باشد و نياز به خبر نداشته باشد . « رهان » خبر مبتداى محذوف و در تقدير : « فالوثيقة رهان » است .
« قَلْبُهُ »
فاعل براى
« آثِمٌ »
است .

تفسير

خداوند در آخر سورهء بقره احكام شرعىاى را بيان كرده است كه به صدقات ، ربا ، دين ، تجارت و رهن مربوط مىشود . احكام صدقه و ربا بيان شد . اكنون دربارهء برخى از مسائل دين و رهن و تجارت سخن گفته مىشود . آيه براين‌كه دين بايد يادداشت گردد و نيز گواه بر آن گرفته شود ، زياد تأكيد كرده است . ازاين‌رو ، اوّلا ، خداوند به كتابت دستور مىدهد :
« فَاكْتُبُوهُ » .
ثانيا ، فرموده است :
« وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ ؛
از كتابت