پاسخ : اوّلا ، مصرف زكات تنها به فقيران و مسكينان منحصر نمىشود ؛ زيرا از جمله موارد مصرف زكات ، مصالح عمومى و مؤسسات عام المنفعه است كه خداوند در چند آيه از آن به عنوان « سبيل اللّه » تعبير كرده است . بنابراين ، اگر فقير وجود نداشت ، زكات در اين راه به مصرف مىرسد . در اينصورت ، فريضهء زكات ، وجود فقر را حتمى نمىكند تا گفته شود : وجوب زكات يك نوع اقرار و اعتراف است به اينكه فقر لازم است و راه فرار از آن وجود ندارد .
ثانيا ، تأمين اجتماعى كه سرپرستى بينوايان را به عهده دارد و مانع از گدايى آنان در جامعه مىشود ، حتى در كشورهاى سوسياليستى نيز كه به امتيازات مادى و طبقات اجتماعى قائل نمىباشند ، وجود دارد .
ثالثا ، ما با بيمارى كه پول دارو را ندارد و با گرسنهاى كه در يك جامعهء بههم ريخته وسيلهاى براى تأمين غذا ندارد ، چگونه برخورد كنيم ؟ آيا آنها را رها كنيم تا اوضاع سامان يابد و آثار فقر و تهىدستى به كلى از بين برود و يا قانونى وضع كنيم كه زندگى اين دو را تأمين و نيازمندىهايشان را بر طرف سازد ؟ وانگهى ، آيا تغيير اوضاع اجتماعى و نابودى فقر با يك چرخش و حركت قلم ، بدون اينكه اجتماع مراحل سير تكاملى خود را سپرى كند ، امكانپذير است ؟ اسلام با تمام انواع مظاهر و نمادهاى ناتوانى بهويژه با پديدهء فقر مبارزه مىكند و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از آن به خدا پناه مىبرد و در برخى از روايات از آن حضرت نقل شده است : « فقر نزديك به كفر است . . . مؤمن نيرومند بهتر از مؤمن ضعيف است » .
مكتب آسمانى ، كرامت و سعادت انسان را مىخواهد ، درحالىكه فقر ، يك نوع كمبود ، ذلّت ، بدبختى و بلا به شمار مىرود و محال است كه اسلام بدان اعتراف كند .
البته ، اسلام به وجود ثروتمند و ثروتمندتر ، نيرومند و نيرومندتر اعتراف دارد ، امّا وجود فقير و ضعيف را در جامعه نمىپذيرد .
اسلام ، زكات را - آنطور كه برخى مىپندارند - تنها براى فقرا تشريع نكرده ، بلكه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 735
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٣٥