تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
است ، نه سيب ، نه گلابى و نه پرتغال اگر آنها درعصر حاضر مىبودند ، يقينا چنين مىگفتند : سبب اين‌كه تنها از خرما و انگور نام برده شده آن است كه اين دو ، بهترين ميوه‌هاى آن زمان بوده‌اند . با اين بيان ، معناى اين سخن روشن مىشود : حكم كردن بر اشياى طبيعى ، بايد نسبى و مقيّد به زمان و مكان باشد . سؤال : آيا جملهء
« جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ »
كه از دو ميوه خاص ياد مىكند ، با جملهء
« لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ »
كه دلالت بر عموم دارد ، منافات ندارد ؟ پاسخ : ممكن است مراد اين باشد كه اغلب ميوهء باغ ، خرما و انگور بود . و نيز ممكن است مراد از ثمرات ، منافع باشد . در اين صورت ، معناى آن بدين ترتيب است : صاحب باغ از تمام منافع و عايدات باغ بهره‌مند مىباشد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 716 | محمد جواد مغنية