الثَّمَراتِ »
متعلّق به محذوف و صفت براى « رزق » و نيز جايز است كه متعلّق به « رزق » باشد . نظير اين مبتداى محذوف است سخن آن شاعر عربى :
« كأنك من جمال بنى أقيش »
كه در تقدير « كأنّك جمل من جمال بنى أقيش » بوده است .
تفسير
اين آيه مىتواند مثلى باشد براى هركس كه كار شايستهاى انجام مىدهد و آنگاه كارى مىكند كه مزد و پاداش آن را از بين مىبرد ، از قبيل منّت ، آزار ، ريا ، نفاق ، كفر و شرك . حال هركدام از اين افراد و امثال آن همانند كسى است كه بوستانى داشته باشد كه خود و خانوادهاش از آن بهره ببرد . ناگهان طوفانى بيايد و اين بوستان را نابود كند ، درحالىكه صاحب بوستان به سبب پيرى و ضعف فرزندان كه از انجام كارى براى خود و پدرشان ناتوانند و نداشتن درآمدى غير از اين بوستان شديدا بدان نيازمند باشد .
وجه شباهت آن است كه كسىكه كار نيك انجام مىدهد و آن را فاسد مىكند وقتى روز قيامت فرارسد ، درحالىكه به شدّت به پاداش آن نياز دارد ، آن را از بين رفته مىبيند ، چراكه در اين عمل ، قصد خشنودى خدا را نداشته است . وى در آن روز توان انجام هيچكارى را نخواهد داشت ، همانند پيرمردى كه پيرى او را زمينگير كرده و از كار انداخته باشد و نيز فرزندان ناتوانى داشته باشد كه مصرّانه از او غذا بخواهند و در اينحال ، باغ او [ كه تنها سرمايهاش مىباشد ] بسوزد و . . . بدين ترتيب به تفسير سخن خداى تعالى :
وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ
پىمىبريم .
مفسّران گفتهاند : اينكه خداوند از ميان ميوهها تنها خرما و انگور را نام برد بدان جهت است كه اين دو ، از لحاظ سودمندى ، مزه و منظره ، بهترين ميوههايند . البته ، پاسخ اين مفسّران برطبق شرايط دوران خود آنان بوده كه در آن ، نه هلو وجود داشته