تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ .
خداوند او را حقيقتا ميراند ، نه مجازا ؛ چراكه اين معنا از ظاهر آيه استفاده مىشود و دليلى بر تأويل وجود ندارد .
ثُمَّ بَعَثَهُ .
آن‌گاه ، او را به همان حال نخست برانگيخت و اين كار ، براى كسىكه به افراد و اشيايى كه در جهان هستند ، مىگويد :
« كُنْ فَيَكُونُ » ؛
موجود شو ، پس موجود مىشود ، بسيار آسان است . و چيزى شگفت‌انگيزتر از اين نيست كه كسى قدرت خالق را با قدرت مخلوق مقايسه كند و من نمىدانم كه وجه مشتركى كه موجب درست بودن قياس مىشود چيست ! !

حساب قبر

قالَ كَمْ لَبِثْتَ .
اين پرسش براى اقرار گرفتن است ، نه استفهام واقعى .
قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ .
اگر اجماع و روايات وجود نداشت ، مىتوانستيم بگوييم : حسابى در قبر نيست و پرسش [ از مردم ] تنها به روز قيامت منحصر مىشود و دليل بر اثبات اين مدعا همين آيه و نيز آيهء 55 سورهء روم است :
« وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ » .
سوگند خوردن گناهكاران و غفلت آنان از مدتى كه بر مرگشان گذشته است ، سببى جز عدم حيات ندارد ، زيرا احساس زمان تنها با شعور و حيات امكان‌پذير است . شيخ مفيد در كتاب اوائل المقالات ، بخش « القول فى احوال المكلّفين من رعايا الأئمة بعد الوفاة » گفته است : « مردم چهار گروه‌اند : 1 . گروهى كه حق را شناخته و بدان عمل كرده‌اند . اين گروه پس از مرگ و پيش از قيامت ، زندگى سعادتمندانه‌اى دارند . 2 . گروهى كه حق را شناخته ، لكن از روى دشمنى بدان عمل نكرده‌اند . آنان نيز پس از مرگ زنده‌اند ، ولى در عذاب و بدبختى گرفتارند . 3 . گروهى كه از باب بىتفاوتى مرتكب گناه شده‌اند ، نه از روى عناد و دشمنى و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 698 | محمد جواد مغنية