تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
عروش : جمع « عرش » به معناى سقف خانه و نيز هر سايه‌بانى را عرش و عريش گويند . لم يتسنّه : تغيير نكرد . برخى گفته‌اند : اين واژه از « سنة » گرفته شده و معناى آن اين است : سال‌ها بر آن شخص گذشت . بنابراين نظريه ، « هاء » در « يتسنّه » اصلى است . برخى گفته‌اند : از « تسنّن الشيء ؛ فاسد گرديده » ، گرفته شده است . براين اساس ، « هاء » در « يتسنّه » براى سكت است نظير « هاء » در « حسابيه » ، « ماليه » و « سلطانيه » كه در آيات سورهء حاقّه آمده‌اند . ننشزها : با « راء » قرائت شده است به معناى : زنده مىكنيم آن را و نيز با « زاء » قرائت شده به معناى بلند مىكنيم آن را .

اعراب

« كَالَّذِي » ،
« كاف » اسم است و به معناى مثل و محلّ آن مجرور ، بنابراين كه عطف است بر
« الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ » .
جملهء
« وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها »
حال از « قرية » است . به اين سخن نحويان كه صاحب حال بايد معرفه باشد نبايد توجّه كرد ، زيرا قرآن براى آنها حجّت است ، نه آنها براى قرآن . البته ، بايد يادآور شد كه بسيارى از اوقات صاحب حال معرفه است .
« أَنَّى »
در محلّ نصب بنابر حاليت و صاحب حال لفظ جلاله است .
« كَمْ »
در محلّ نصب ، بنابراين‌كه ظرف است براى
« لَبِثْتَ »
و در معنا : « كم مدّة لبثت » است .
« كَيْفَ »
در محلّ نصب و حال از ضمير مستتر در « ننشز » چنان‌كه صاحب مجمع البيان گفته است . صاحب بحر المحيط گفته است :
« كَيْفَ »
بدل از
« الْعِظامِ »
مىباشد .

تفسير

آيهء پيشين مثالى بود براى كافرى كه طاغوت را ياور خود قرار دهد و از روشنايى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 696 | محمد جواد مغنية