الطّاغوت : مصدر و به معناى سركشى است ، نظير « ملكوت » و « رحموت » و براى مفرد و جمع و مذكر و مؤنّث به كار مىرود .
العروة : دستگيرهء دلو و بند شلوار .
الوثقى : مؤنّث « اوثق » و به معناى سختتر و محكمتر .
الانفصام : قطع شدن و پاره گشتن .
تفسير
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ .
اگر ما بهطور مستقل و جدا از سياق آيه به اين واژه نظر افكنيم ، مىفهميم كه خداوند حكمى را تشريع نكرده كه در آن اندكى اجبار وجود داشته باشد و اگر انسان سخنى را از روى اجبار بگويد و عملى را انجام دهد ، از ديدگاه شريعت هيچ ارزش دنيوى و اخروى ندارد ؛ ولى از جملهء
قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
كه علّت عدم اجبار را بيان مىكند ، چنين برمىآيد كه
« فِي »
در اينجا به معناى « على » است يعنى ؛ « لا إكراه على الدين » .
چنانكه در آيهء 71 سورهء طه :
« وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ »
« فِي »
به معناى « على » است . بنابراين ، معناى آيه بدين ترتيب است : اسلام هيچكس را مجبور نمىكند [ كه دين را بپذيرد ] ، بلكه كافر را تنها با دليل و برهان ملزم مىسازد :
« بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست هركه بخواهد ايمان بياورد و هركه بخواهد كافر شود » . « 1 » « آيا تو مردم را به اجبار وامىدارى كه ايمان بياورند » . « 2 »
سؤال : امكان ندارد كه دين اجبارى باشد ، چراكه دين يك امر قلبى است و همانند تصوّرات ذهنى از توان انسان خارج است و تنها گفتار و كردار كه با ارادهء شخص انجام
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 29 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 99 .