تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
مىشود ، ممكن است اجبارى باشد . بنابراين ، به چه دليل خداوند از اجبار كردن در پذيرفتن دين نهى كرده است ؟ پاسخ : جملهء
« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ »
به شكل خبرى است و اگر همين اخبار مراد باشد ، سؤال فوق از اساس وارد نيست ، زيرا در اين‌صورت ، معناى آيه اين مىشود كه دين عبارت از اعتقاد است و اعتقاد ، همان باورى است كه اجبارى در آن نيست . و اگر مراد از جملهء فوق انشا و نهى از اجبار در پذيرش دين باشد ، معناى آن بدين ترتيب است : اى مسلمانان ، پس از آن‌كه دلايل و براهين بر اثبات توحيد و نبوت اقامه شد ، كسى را به گفتن « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه » مجبور نكنيد . امّا در اين‌جا پرسش ديگرى پيش مىآيد و آن اين‌كه پاسخ مزبور با اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تضاد دارد كه « من مأمور شدم كه با مردم بجنگم تا اين‌كه بگويند : لا إله إلّا اللّه ، اگر اين كلمه را گفتند ، خون و مالشان از سوى من ، محفوظ خواهد ماند » . پاسخ : اسلام به چند سبب جنگ را مجاز دانسته است : 1 . به سبب دفاع از جان ، خداوند فرموده است : « با كسانى كه با شما جنگ مىكنند ، در راه خدا بجنگيد و تعدّى مكنيد ، زيرا خدا تعدّىكنندگان را دوست ندارد » . « 1 » 2 . به سبب دفع تجاوز ، خداوند فرموده است : « . . . با آن‌كه تعدّى كرده است بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . . . » « 2 » . 3 . براى اين‌كه دشمنان اسلام و مسلمانان ، هرچند در ظاهر و با زبان اسلام بياورند و اين تظاهر به اسلام به مصلحت تمام انسان‌ها ، خواه مسلمان و خواه غيرمسلمان باشد و اين مصلحت را نيز تنها امام معصوم يا نايب او تعيين مىكند و بر هيچ مسلمانى ، هركه باشد ، جايز نيست كه به خاطر گفتن كلمهء « لا إله إلّا اللّه » و انتشار آن [ با كفّار ] بجنگد ، مگر اين‌كه معصوم و يا نايب او كه حاكم مجتهد و عادل باشد فرمان
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 190 . ( 2 ) . حجرات ( 49 ) آيهء 9 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 682 | محمد جواد مغنية