تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
سنگ‌هاى آن و داستان او با درندگان و خرس و امورى از اين قبيل كه در كتاب‌هاى تفسير آمده‌اند از ساخته و پرداخته‌هاى اسرائيلىها مىباشند و هيچ‌گونه مدركى ندارند . امّا اندرزهايى كه مىتوان از اين داستان و انديشه كردن دربارهء آن گرفت از اين قرارند : 1 . آنچه براى فرماندهى لازم است ، عبارت است از : لياقت علمى و اخلاقى ، نه حسب و نسب و ثروت و مقام . 2 . پيروزى و غلبه يافتن با صبر و ايمان به‌دست مىآيد ، نه با زيادى عدد . 3 . راه شناخت پاك از ناپاك ، همانا تجربه و آزمايش است . پس از تلخيص داستان و بيان پندهايى كه مىتوان از آن گرفت ، اينك به تفسير جمله‌ها و واژه‌هاى آن مىپردازيم :

تفسير

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى .
« أَ لَمْ تَرَ » ،
خطابى است كه در ظاهر متوجّه پيامبر است ، ولى در حقيقت تمام شنوندگان را دربرمىگيرد . اين صيغه هم خطاب به كسى است كه از داستانى آگاهى دارد و هم خطاب به كسى است كه آگاهى ندارد ؛ براى نمونه ، به شخصى مىگويى : « ألم تر إلى فلان أيّ شيء فعل ؛ آيا فلانى را نديدى كه چه كار كرد ؟ » ، منظور اين است كه مىخواهى او را از طريق كارش معرّفى كنى . « الملأ » اسم جمع است ؛ چراكه از لفظ خود ، مفرد ندارد ؛ نظير قوم ، رهط و جيش .
إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
برخى گفته‌اند : پيامبرى كه اين سخن را به او گفتند صموئل بوده است .
قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا .
« هَلْ »
در اين‌جا به معناى اقرار