تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
گرفتن است .
« عَسَيْتُمْ »
به فتح ، به معناى نزديك شدن مىباشد و مقصود از آن در اين‌جا انتظار داشتن است ، بدين معنا كه آيا همان‌گونه كه من از شما انتظار دارم ، هرگاه جنگ بر شما واجب شود ، شما از آن سرباز خواهيد زد ؟ !
قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا .
آنان داشتن هرگونه انگيزه‌اى را براى ترك جهاد انكار كردند و سبب جنگ را هم بيان نمودند و آن اين‌كه از سرزمينشان اخراج و از فرزندانشان جدا شدند .
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ .
بسيارى از مردم ، اين خصلت را دارند كه سخنى را مىگويند و تصميم خود را بر عملى كردن آن اعلام مىدارند ، لكن همين‌كه مرحلهء جدّى و واقعى عمل فرامىرسد ، متوارى مىشوند و به لانه‌هاى خود مىخزند . رساترين سخن در اين زمينه ، سخن سالار شهيدان حسين بن على عليه السّلام است كه فرمود : « الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درّت معايشهم فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الدّيّانون ؛ مردم بندهء ذليل دنيايند و دين مزمزه‌اى است بر زبان‌هايشان تا زمانى كه زندگيشان بچرخد با دين هستند . پس هرگاه به وسيلهء امتحان تصفيه شوند دين‌داران كم خواهند بود » .
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ .
اين منطق ، اختصاص به بنى اسرائيل ندارد ؛ چراكه همواره بسيارى از مردم براين تصوّرند كه پست‌هاى حساس بايد از آن كسانى باشد كه داراى شهرت و ثروت هستند :
« وَ إِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا »
؛ « 1 » چون تو را ديدند ، مسخره‌ات كردند كه آيا اين است آن پيامبرى كه خدا بر ما مبعوث كرده است ؟
قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ .
يعنى رياست به ثروت و نسب بستگى ندارد ، بلكه آگاهى و اخلاص مىخواهد . مراد از
« بَسْطَةً فِي
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 41 .