تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
كه بدتر از آنچه زن استحقاق دارد با وى رفتار و مقابله كند . در اين حالت ، براى زن جايز است كه از شوهر مطالبهء طلاق كند و در عوض آن ، چيزى به شوهر بدهد تا او را راضى كند . چنان‌كه براى مرد نيز جايز است آنچه را كه زن به عنوان « فديه » رهايى خويش مىدهد ، بگيرد . در حديث آمده است كه ثابت بن قيس با دختر عبد اللّه بن أبى ازدواج كرد . ثابت ، آن زن را دوست مىداشت ، امّا وى از ثابت متنفّر بود . آن زن نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آمد و گفت : من و ثابت نمىتوانيم با يكديگر زندگى كنيم . ثابت باغى داشت كه به عنوان مهر به او داده بود . ثابت گفت : تكليف باغ چه مىشود ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به زن فرمود : در اين‌باره چه مىگويى ؟ آن زن گفت : باغ و حتّى بيشتر از آن را هم مىدهم . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : خير ، تنها همان باغ كافى است و آن‌گاه آن زن را طلاق خلع داد . در اين‌جا چند پرسش مطرح مىشود : 1 . چرا در جملهء
« إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
ضمير مثنّا و در جملهء
« فَإِنْ خِفْتُمْ . . . »
ضمير جمع آمده است و ضميرهاى دو جمله با يكديگر توافق ندارد ؟ پاسخ : ضمير «
يَخافا
» و «
يُقِيما
» به زن و شوهر برمىگردد و ضمير «
خِفْتُمْ
» به داوران و مصلحان . مقصود از دو جمله اين است : اگر زن و شوهر و داوران و مصلحان از ترك اجرا شدن حدود بيم داشته باشند ، اين محذور را با بخشش همسر و قبول شوهر از ميان بردارند . مقصود بيان اين نكته است كه سبب بخشش زن ، خوف و بيم منطقى و معقول باشد كه دلايل و نشانه‌هاى آن براى همه آشكار شده باشد ، نه تنها براى زن و شوهر . 2 . چرا ضمير
« عَلَيْهِما »
در جملهء
« فَلا جُناحَ عَلَيْهِما »
مثنّا آمده است يعنى باكى بر آن « دو » نيست مفهوم سياق آيه آن است كه اگر شوهر ، عوض طلاق چيزى بگيرد ، گناهى نكرده است و زن دخالتى در اين قضيه ندارد ؟ پاسخ : ضمير مثنّا اشاره به اين دارد كه نه زن در آنچه مىبخشد مشكلى دارد و نه مرد
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 608 | محمد جواد مغنية