تفسير
اين آيات ، يعنى از آيهء 196 تا 203 برخى از احكام حج را متذكر شدهاند . فقها دربارهء حج كتابهاى ويژهاى تأليف كردهاند و من در اين باب ، كتابى نوشتهام بهنام الحج على مذاهب الخمسه . آنگاه ، اين كتاب را در ضمن كتاب الفقه على المذاهب الخمسه هنگامىكه براى سومين بار به چاپ رسيد ، جاى دادم . همچنين در جزء دوم كتاب فقه الامام جعفر الصّادق دربارهء حج به تفصيل سخن گفتهام . حج از زمان ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام معروف بود و مردم دوران جاهليت هم آن را ادامه دادند و اسلام نيز ، همان حج را پس آنكه از منكرات ، پاكيزه و برخى از اعمال را بدان اضافه كرد ، تأييد و تثبيت نمود .
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ .
واژهء « حجّ » در لغت به معناى قصد است و در اصطلاح شرع ، عبادت ويژهاى است در مكانى خاص و در زمان معيّن . « عمرة » در لغت ، مطلق زيارت و در اصطلاح شرع ، زيارت خانهء خدا بهگونهاى خاص است .
حج ، هم در قرآن ، هم در سنّت و هم به دليل اجماع ، واجب است و حتّى وجوب آن از ضروريات دين به شمار مىرود و كسىكه آن را انكار كند ، همانند كسىكه روزه و نماز را انكار كند ، كافر است . امّا عمره ، تنها از ديدگاه امامّيه و شافعيّه واجب است و حنفيّه و مالكيّه آن را مستحبّ مىدانند . كلمهء « للّه » در آيه بدين معناست كه براى خدا حج و عمره كنند ، نه به خاطر مقاصد دنيوى . از آنجا كه عرب به منظور گردهمايى ، فخرفروشى ، رفع نيازمندىها و شركت در بازارهاى تجارتى به حج مىرفتند ، خداوند دستور داد تا مردم به خاطر انجام يك عبادت مخلصانه و پاك از هر شايبهاى به آنجا بروند .
فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ .
« احصار » به معناى زندانى كردن و جلوگيرى نمودن است . « هدى » حيوانى است كه حاجيان در ايّام حج آن را قربانى