مقدار روزه بگيرد » . اگر بگوييد : ممكن است « أفطر » در تقدير باشد . مىگوييم : تقدير گرفتن « أفطر » خلاف ظاهر است و سياق كلام نيز تقدير را ايجاب نمىكند ؛ زيرا معنايش بدون تقدير ، درست است .
سومين عاملى كه موجب جواز افطار مىشود ، پيرى است . خداوند به اين عامل چنين اشاره مىكند :
وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ .
اين حكم دربارهء شخصى نازل شده است كه كهنسال ، پير و ضعيف باشد و در آن ، زن و مرد با يكديگر تفاوتى ندارند .
« الطّاقة » ، يعنى كسىكه توان انجام كارى را با مشقّت و تحمّل سختى داشته باشد .
چنين كسى مخيّر است كه روزه بگيرد و يا افطار كند و فديه بدهد ، يعنى مسكينى را اطعام كند . در اينباره ، روايت صحيحى از اهل بيت عليهم السّلام رسيده است .
فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ؛
يعنى اگر كسى بيش از يك مسكين را غذا دهد و يا يك مسكين را چندبار غذا دهد ، بهتر خواهد بود . اين شخص مخيّر است كه مسكين و نيازمندى را دعوت كند و به اندازهاى به او غذا بدهد كه سير شود و يا اينكه از آرد و حبوباتى كه مىخورد ، مقدار هشتصد و اندى گرم به وى بدهد . و نيز جايز است كه قيمت آن را [ به صورت نقد ] به مسكين بپردازد ، مشروط براينكه به وى بگويد : با اين پول ، يك وعده غذا براى خود تهيّه كن .
وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ .
يعنى پيرمرد و پيرزنى كه ضعيف و پير هستند ، هرچند ميان روزه گرفتن و افطار كردن مخيّرند ، ولى اگر روزه بگيرند ، در پيشگاه خدا ، از افطار و اطعام كردن مسكين بهتر است .
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ .
صاحب مجمع البيان گفته است : وقتى خداوند روزه را به ماه رمضان اختصاص داد ، حكمت آن را هم بيان كرد و آن اينكه در اين ماه ، قرآن كه محور دين و ايمان است ، نازل شده است . آنگاه صاحب مجمع البيان از طريق سنّى و شيعه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل مىكند كه صحف ابراهيم عليه السّلام در سوم ماه