تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
نعمت‌هاى جسمى را براى ما حلال كرده و به ما دستور داده است كه به خاطر اين نعمت‌ها او را سپاس گزاريم . سپاس از خداوند بدين معناست كه هرنعمتى را آن‌طور كه شايسته‌اش است ، به كار گيريم . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « كمترين چيزى كه بايد برابر خدا بدان متعهّد باشيد آن است كه از نعمت‌هاى خدا براى معصيت‌هاى او كمك نگيريد » . اميد است صاحبان ثروت و مقام از اين حكمت بالغه پند گيرند و از اين دو نعمت براى لذت‌هاى حرام و خودخواهى و سركشى بهره نگيرند .
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ .
ترديدى نيست كه مراد از حرمت در اين‌جا ، حرمت فعل است يعنى خوردن ، نه حرمت اعيان ، چراكه اعيان را نمىتوان به حلّيت و حرمت وصف كرد . خداوند پس از آن‌كه در آيهء پيشين خوردنىهاى حلال را بيان كرده اكنون چهار چيز را كه خوردن آنها حرام است بيان مىكند و آنها عبارتند از : 1 . مردار ؛ هر حيوانى كه بدون تذكيهء شرعى بميرد . 2 . خون ؛ مراد ، خون ريخته شده است ؛ يعنى خونى كه از گوشت جدا شده باشد ، زيرا خونى كه با گوشت مخلوط باشد ، معفوعنه است . 3 . خوك ؛ گوشت ، پيه و تمام اجزاى خوك حرام است . البته ، داود ظاهرى مخالف اين نظريّه است . او مىگويد : گوشت خوك حرام است ، نه پيه آن ؛ چراكه از ظاهر لفظ چنين استفاده مىشود . [ اگر بپرسيد : چرا تنها گوشت خوك در آيه ذكر شده ، با اين‌كه تمام اجزاى آن حرام است ؟ در پاسخ مىگوييم : ] از آن‌جا كه گوشت مهم‌ترين اجزاى حيوان است كه مىتواند مورد بهره‌بردارى قرار گيرد ، ازاين‌رو ، تنها همان ذكر شده است . 4 .
ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ ؛
يعنى حيوانى كه در هنگام ذبح ، نام خدا بر آن برده نشود ، خواه براى بت‌ها ذبح شود و يا براى چيزى ديگر .