تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
جاهل باشد . اين گروه از علما گفته‌اند : ما تقليد را تنها در فروع دين و مسائل عملى جايز مىدانيم ، نه در اصول عقايد ، چراكه در فروع دين مقصود تنها ، به مورد اجرا گذاردن آنها برطبق فتواى مجتهد است و اين امر ذاتا امكان‌پذير است بر خلاف اصول عقايد كه هدف ، علم و اعتقاد به آنهاست و علم با تقليد جمع نمىشود ، چراكه تقليد جهل محض است . به‌علاوه ، اعتقاد يك امر خارج از اراده و اختيار است و تكليف بدان تعلّق نمىگيرد . محقّقان سنّى و شيعه گفته‌اند : اگر تقليد ، تصديق قطعى و مطابق با واقع را درپى داشته باشد ، صحيح خواهد بود ؛ زيرا هدف همين است و اجتهاد [ در اصول دين ] نه شرط ايمان و تصديق است و نه جزء آن ، بلكه تنها وسيله است ، نه هدف . اين نظريه حقّ است ، چراكه معيار در اصول عقايد ، ايمان درست و مطابق با واقع است . ازاين‌رو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ايمان هركس را كه به او ايمان مىآورد و به صداقت و نبوت او اطمينان پيدا مىكرد ، مىپذيرفت ، هرچند وى به مرحلهء اجتهاد [ در اصول عقايد ] و به كار بردن نظريه نرسيده بود . امّا آياتى كه در مورد نكوهش پيروى از پدران آمده‌اند ، سياق اين آيات دلالت دارد كه مقصود از آنها تقليد از پدران در گمراهى و امور باطل است ، نه در حق و هدايت . اين حقيقت براى هركس كه دربارهء آيهء
« أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ »
« 1 » و آيهء
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا »
« 2 » و نيز آيهء
« أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ »
دقّت كند ، روشن خواهد شد ؛ چراكه از اين آيات چنين فهميده مىشود كه اگر پدران آنها به وسيلهء آنچه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نازل شده ، هدايت يافته باشند ، پيروى از آنان جايز است ، زيرا هدف ، پيروى از چيزى است كه از سوى خدا نازل شده است .
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 24 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 104 .