تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
« لَهُمُ »
تمامى كسانى است كه بدون دليل و حجّت از ديگران تقليد مىكنند و به خاطر آنچه پدرانشان گفته‌اند ، سخن خدا و رسول او را رها مىنمايند . مراد از
« ما أَنْزَلَ اللَّهُ »
هرچيزى است كه دليل و برهان بر اثبات آن وجود داشته باشد و عقول سالم بدان ايمان بياورند .
أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ .
همزه براى سرزنش است و واو براى حال . معناى آيه اين است : آيا آنان از پدرانشان پيروى مىكنند ، درحالىكه آنان از امور دين ، چيزى نمىدانند . بنابراين ، مراد از
« لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً »
آن نيست كه آنان نسبت به هيچ چيزى درك و فهم ندارند - هرچند ظاهر ، همين را مىفهماند - بلكه مراد تنها نفى تعقّل در امور دين است ، چراكه سخن دربارهء امور دينى است . ما ، در بخش بعدى اشاره خواهيم كرد كه اين آيه بر قبح تقليد در گمراهى دلالت دارد ، امّا تقليد در هدايت و بصيرت ، امرى است پسنديده و نيكو .

تقليد و اصول عقايد

تقليد به‌سان يك انديشه ، به خودى خود ، نه نكوهش مىشود و نه ستايش و به طور كلى نه مىتوان به نيكى آن حكم كرد و نه به زشتى آن ، بلكه تقليد انواعى دارد بدين ترتيب : 1 . تقليدى كه به غريزه و طبيعت برمىگردد و در انسان و حيوان به‌طور يكسان مشاهده مىشود . از اين قبيل است بانگ خروس‌ها هنگامى كه صداى خروسى را مىشنوند و نيز آواز الاغ‌ها ، هنگامى كه آواز الاغ ديگر را مىشنوند . همين حالت را در انسان نيز مىتوان ديد ؛ براى نمونه ، شخصى براى يك خطيب و گوينده دست مىزند و ديگران نيز ناخودآگاه از او تقليد مىكنند ، حتّى اگر مقصود او را هم درك نكنند . و يا شخصى به سمت خاصى نگاه مىكند ، هركس كه او را ببيند بدون قصد و اراده به