تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
جاهل موظف است كه احكام دينى را به مورد اجرا بگذارد و امتثال كند ، لكن اين كار جز از طريق مراجعه به كسىكه آنها را مىداند ، براى او ميسور نمىباشد :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » .
« 1 » لازم به يادآورى است كه اگر شخص جاهل به خاطر تبعيّت از پدران خود نماز بخواند و روزه بگيرد ، نه به سبب تقليد از يك مجتهد عادل و عبادت او نيز مطابق با واقع باشد ، اين عبادت وى درست خواهد بود و از او پذيرفته خواهد شد ، چراكه تقليد نه شرط مأمور به است و نه جزء آن ، بلكه صرفا وسيله‌اى است براى انجام آن . همچنين ، اگر فرد جاهل معامله‌اى را بدون تقليد انجام دهد و اين معامله‌اش مطابق با واقع باشد به طريق اولى درست خواهد بود . امّا سخن كسىكه مىگويد : عبادت نياز به قصد قربت دارد و قصد قربت جز از مجتهد و يا مقلّد او حاصل نمىشود ، اين سخن ، صرفا يك ادّعا به شمار مىرود ؛ زيرا معناى قصد قربت آن است كه مكلّف با انگيزهء امرى كه بدان تعلّق گرفته است و به دور از هرگونه شايبهء دنيوى ، مأموربه را انجام دهد و ترديدى نيست كه اين موضوع مىتواند از كسىكه از مجتهد نيز تقليد نمىكند ، تحقّق يابد . آيهء :
« أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ »
دلالت دارد كه اگر پدر هدايت يافته [ و دانشمند ] باشد و پسر از وى تقليد كند ، عمل اين پسر صحيح خواهد بود . بنابراين ، ميزان آن است كه عمل مكلّف مطابق با واقع باشد . 6 . تقليد در اصول دين و عقيده نظير شناخت خدا و صفات او ، نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و عصمت او و زنده و محشور شدن در روز قيامت و . . . بيشتر علماى سنّى و شيعه ، اين نوع تقليد را جايز ندانسته‌اند ؛ زيرا تقليد عبارت است از : پذيرفتن چيزى بدون دليل و اين ، عين نادانى است . به بيان روشن‌تر : كسىكه از روى تقليد به وجود خدا اعتقاد پيدا كند ، همانند كسى است كه نسبت به وجود ذات مقدّس از اساس
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 7 .