تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
انسان براى اثبات درستى اعتقاد خود از انديشه و تجربه كمك بگيرد ، در اين صورت ، عقيدهء او به علم تبديل مىشود . براساس نظريهء آنها ، ايمان به وجود خدا عقيده است ، نه علم . چنان‌كه ايمان به عدم وجود خدا نيز عقيده است ، نه علم ؛ زيرا هيچ‌كدام به تجربه و آزمايش مستند نمىباشد و مقايسهء ميان آنها مقايسه ميان دو عقيده است . به سخنى ديگر : هرچه به خداى تعالى مربوط مىشود ، خواه اعتراف به وجود او ، يا انكار او ، از امور غيبى محسوب مىشود ؛ براى نمونه ، كسىكه به خدا ايمان دارد ، به غيب ايمان دارد ؛ چراكه ايمان او به تجربه اتّكا ندارد ؛ همچنين ، كسىكه خدا را انكار مىكند ، نيز ايمان به غيب دارد ؛ زيرا ايمانش بر تجربه متّكى نيست . پس از اين لحاظ ، هردو يكسان خواهند بود . پس از اين مقدّمه ، نظريهء ماده‌گرايان و منكران وجود خدا و نيز نظريهء مؤمنشان به خدا را بيان مىكنيم و قضاوت را به عهدهء خواننده مىگذاريم : منكران خدا مىگويند : جهان هستى و نظم و هماهنگى كه دارد و نيز انسان و شعور و عقلى كه دارد ، تابع منطق و قانونى نمىباشند ، بلكه به‌طور ناگهانى و تصادف به وجود آمده‌اند . براين‌اساس ، جهان ناگهانى به وجود آمده و آن‌گاه ترتيب در آن پديدار شده است . همچنين ، نظم جهان تصادفى به وجود آمده و هرچيزى به‌طور تصادفى در محلّ مناسب خود قرار گرفته است . « ماده » همان چيزى است كه زندگى ، عقل و نيروى شنوايى و بينايى به انسان بخشيده است . به بيان ديگر : مادهء كور ، همان خدايى است كه بر هرچيزى توانايى دارد ، لكن اين قدرت و حكمت و تدبير به‌طور تصادف براى آن پيدا شده است . امّا مؤمنان به وجود خدا مىگويند : جهان هستى و نظام آن از اراده و تصميم و حكمت و تدبير خداوندى توانا و حكيم سرچشمه گرفته است . اكنون ، اى خوانندهء گرامى ، اين سؤال را از خودت بپرس : منشأ جهان هستى و نظام
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 454 | محمد جواد مغنية