خدا و بهاى بهشت محسوب مىشود ، حتّى اگر اين مشكل سخنى باشد كه به وسيلهء آن ، طرفدار باطلى را محكوم و صاحب حقّى را يارى كند .
من پس از آنكه به نوشتن اين تفسير پرداختم ، يقين پيدا كردم كه بهشت جز بر كسىكه مورد اذيت و آزار قرار گيرد و با شكيبايى آن را تحمّل كند حرام است ، هر چند اين آزارى را كه وى به خاطر حق و عدالت تحمّل مىكند اندك باشد ، براى نمونه ، كمترين آزارى را كه تحمّل مىكند اين باشد كه از محرّمات دورى كند و يا نفس خود را وادارد تا چيزى را بخشش كند كه از روى ميل آن را نمىبخشد و يا اينكه خود را به خاطر فرد ديگرى به زحمت بيندازد ، هرچند اين فرد ، پدر و يا فرزند او باشد . در هر حال ميزان آن است كه انسان به خاطر خدا سختى و مشكلى را تحمّل كند . امّا اينكه انسان با دادن يك ( نوشابهء سرد ) به ديگران - چنانكه مردم جبل عامل مىگويند - وارد بهشت شود ، بسيار بعيد است .
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
معناى
« إِنَّا لِلَّهِ »
آن است كه ما اقرار داريم كه از آن خدا و بندهء او هستيم و معناى
« إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
آن است كه به زنده شدن پس از مرگ اقرار داريم .
مبتلا شدن به بلا ، محكى است كه حقيقت انسان را آشكار مىسازد ؛ براى نمونه ، انسان باايمان و باخرد در هنگام مصيبت از دين خود خارج نمىشود و سخنى را كه نشاندهندهء كفر و سفاهت و نادانى باشد به زبان نمىآورد ، بلكه صبر مىكند و گرفتارى ، عقل و ايمان او را از بين نمىبرد . امّا انسانى كه خرد و ايمانش ضعيف باشد شيطان بر او مسلّط مىشود و روش كفر و دشنام و پستى را درپيش مىگيرد و در چاه رذالت و سفاهت سقوط مىكند . بهترين سخن در اينباره ، سخن سيّد الشهدا حسين بن على عليه السّلام در روز عاشوراست كه فرمود : « مردم بندگان دنيا هستند و دين تنها لقلقهء زبان آنان است . آنان تا زمانى پيرامون دين مىگردند كه زندگيشان بچرخد و هرگاه به بلا و سختى گرفتار شوند ، تعداد دينداران اندك خواهد شد » .