صرفا جنبهء ارشاد و اندرز دارد . بنابراين ، چگونه مىتوان صبر را از اركان دين كه ترك آنها موجب خروج از دين مىشود قرار داد ؟
وانگهى صبر ذاتا يك امر پسنديده نيست ، بلكه در صورتى پسنديده و نيكوست كه وسيلهاى باشد براى يك هدف بزرگ و باارزش نظير صبر در جهاد مقدّس ، صبر بر تهىدستى و فقر به خاطر علم و تحصيل آن ، صبر در تحمّل مشكلات ، تأمين مخارج عايله و تربيت كودكان و يا كمك به شخص مصيبتديده ، صبر در برابر سخن يك نادان به خاطر دفع شرّ او و يا صبر در فقدان عزيزى كه ناله و فرياد نمىتواند او را برگرداند ، بلكه بر حجم مصيبت مىافزايد . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « هركس مصيبتهاى كوچك را بزرگ بشمارد خداوند او را به مصيبتهاى بزرگ مبتلا مىكند » بدين معنا كه اگر شخص مصيبتزده ناله و بىتابىاش را زياد كند به مصيبت سختتر و بزرگتر گرفتار خواهد شد .
به بزرگمهر گفتند : اى حكيم ، چرا به خاطر آنچه از دستت رفته است ، غمگين و به سبب آنچه نصيبت مىگردد خوشحال نمىشوى ؟ وى در پاسخ گفت : آنچه از دست رفته ، با اشك تلافى نمىشود و آنچه آمده ، با خوشحالى دوام نمىيابد . حكيمى ديگر مىگويد : من به چيزى كه وجود پيدا كرده ، نمىگويم : اى كاش نبود . و به چيزى كه وجود ندارد ، نمىگويم : اى كاش بود .
گاهى صبر زشت و نكوهيده است ؛ نظير صبر انسان بر گرسنگى درحالىكه توان كار كردن را دارد و صبر در تحمّل رنج و ستم درحالىكه توان مبارزه را دارد . در چنين حالتى بهتر است كه شخص در مبارزه و ستيز عليه ستمگر صبر كند [ نه در تحمّل ستم ستمگر ] .
سؤال : چه مناسبتى ميان صبر و نماز وجود دارد كه هر دو باهم در يك آيه آمدهاند ؟
پاسخ : معناى صبر آن است كه انسان خود را به تحمّل مشكلات عادت دهد و اين
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٣٦