اعراب
« جُناحَ »
اسم لاى نفىجنس . مصدر ريخته شده از
« أَنْ يَطَّوَّفَ »
مجرور به « في » محذوف و مجرور متعلّق به محذوفى است كه خبر « لا » مىباشد .
« خَيْراً »
صفت است براى مفعول مطلق محذوف و تقدير آن : « تطوعا خيرا » مىباشد و يا اينكه منصوب به نزع خافض و تقدير آن : « تطوع بخير » است .
تفسير
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ .
عبادت از لحاظ شكل و وقت بر چند قسم است . امّا از لحاظ وقت ، برخى از عبادات در هر روز واجب است ؛ نظير نماز . برخى از آنها در هرسال يكبار واجب است ، همانند روزه . برخى از آنها در تمام عمر ، يكبار واجب است و آن حج است كه بر شخص مستطيع ، واجب مىباشد . حج يكى از اركان پنجگانهاى است كه اسلام بر آن استوار شده است . اين پنج ركن عبارتند از : گواهى دادن به وحدانيت خدا و رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله ، بهجا آوردن نماز ، دادن زكات ، روزهء رمضان و حج خانه خدا .
عمره معمولا همانند حج است ، ولى با اين تفاوت كه نه وقوف در « عرفه » در آن است ، نه بيتوته كردن در مزدلفه [ مشعر ] و نه جمره ( پرتاب سنگ ) در منا . جزئيات مربوط به عمره در تفسير آيهء 196 و آياتى ديگر از همين سوره و سورههايى كه به اين موضوع اشاره مىكند خواهد آمد . شايسته است بدين نكته اشاره كنم كه در هيچيك از اقسام عبادت و از آن جمله ، در اعمال حج ، مجالى براى اجتهاد و فلسفهبافى وجود ندارد و تنها به نصّ كتاب و سنّت بسنده مىشود و فراتر از آن را خداوند اجازه نداده است .
نكتهاى را كه آيهء فوق بيان كرده و ظاهرش بر آن دلالت دارد اين است كه صفا و