مضاف اليه آن است نظير « أىّ الرجلين » و يا صفت و بدل آن .
« أَمْواتٌ »
خبر مبتداى محذوف و تقدير آن ، « هم أموات » است .
« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ »
لام در جواب قسم محذوف واقع شده و نون براى تأكيد است .
« مِنَ الْخَوْفِ »
متعلّق به محذوف و صفت براى « شىء » مىباشد .
صبر
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ .
در تفسير المنار آمده است : « صبر هفتاد بار در قرآن ذكر شده است . و اين امر ، بر عظمت آن دلالت دارد . خداوند در سورهء و العصر ، سفارش به صبر را توأم با سفارش به حق قرار داده است ، زيرا كسىكه ديگران را به حق فرامىخواند بايد خود ، صبر و شكيبايى داشته باشد » .
صاحب البحر المحيط در اينباره افراط كرده ؛ زيرا گفته است : شكيبايى و نماز دو ركن اسلامند . امّا وى از
حديث : « بني الاسلام على خمس »
غفلت كرده است ؛ « 1 » چراكه شكيبايى جزء اين پنج مورد نيست . همچنين ، وى از اين موضوع غفلت نموده است كه برخى از تكاليف اسلامى ، مولوى و الزام آورند و چنين تكاليفى بايد از مقام بالاتر به مقام پايينتر صادر شود و چنانچه مكلّف آنها را ترك كرده باشد مورد مجازات قرار مىگيرد ؛ همانند امر به نماز و پرداخت بدهكارى و مانند اينها و برخى از تكاليف ارشادىاند و صرفا جنبهء اندرز را دارند و نظير فرمانى مىباشند كه از يك مقام همسان براى مقام ديگر صادر شود كه در اين صورت ، اگر مكلّف آن را ترك كند ، مورد مجازات واقع نمىشود ؛ همانند امر به پاكيزگى و شستن دست پيش از غذا خوردن و نهى از خوردن غذا در حال سيرى و امثال آن . امر به صبر نيز از همين قبيل است و
هامش
( 1 ) . متن حديث از اين قرار است :
« بني الإسلام على خمس : شهادة أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه و إقام الصلاة و إيتاء الزكاة و صوم شهر رمضان و حج البيت من استطاع إليه سبيلا » .