تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢

سپاس از نعمت‌دهنده

اين از بديهيات اوّليهء عقل است كه شكر و سپاس خداوند بر هر خردمندى واجب است ، حتّى اگر در اين‌باره ، آيه و يا روايتى وارد نمىشد ؛ زيرا او آفريننده و روزىدهنده است . پس از آن‌كه اعتقاد پيدا كرديم كه خداوند آفرينندهء ماست و نيز اوست كه ما را دوباره زنده خواهد كرد ، و او را بر هركارى توانا يافتيم ، شكر او بدين معناست كه امر و نهى او را اطاعت كنيم و تمام كارها را تنها به او واگذار نماييم . آنچه گفته شد نسبت به خداوند بود . امّا اگر انسانى به انسان ديگر احسان كند ، خواه مادى و خواه معنوى ، آيا بر شخصى كه به او احسان شده واجب است كه احسان را سپاس بگويد يا نه ، به‌گونه‌اى كه اگر به نحوى از انحا از او تشكر نكند گناهكار و مستحقّ مجازات باشد ؟ ترديدى نيست كه سپاسگزارى از كسىكه احسان نموده ، به خاطر احسانى كه انجام داده ، ذاتا كار خوبى است ، بلكه شعار پاكان و صالحان به شمار مىرود . امّا دليلى بر وجوب اين سپاس وجود ندارد و آنچه دربارهء شكر منعم - غير از خدا ، پيامبر و اهل بيت او - آمده است ، بر استحباب حمل مىشود ؛ نظير اين سخن امير مؤمنان عليه السّلام كه فرمود : « هرگاه بر دشمنت قدرت پيدا كردى ، به پاس اين قدرت ، او را مورد عفو قرار بده » . زيرا عفو كسىكه نسبت به انسان بدى كرده ، يقينا واجب نيست ، و به اجماع امّت ، مستحب است ؛ امّا اين جمله كه فراوان بر زبان‌ها جارى مىشود : « من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق » يك دستور اخلاقى است ، نه الزامى . و گرنه ، چه ملازمه‌اى ميان شكر خالق و شكر مخلوق مىتواند وجود داشته باشد ؟ البته شايسته يادآورى است كه منكر شدن نعمت و نيز گفتن اين سخن : « تو ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 432 | محمد جواد مغنية