تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
گفته است : « معناى اخشونى آن است كه عظمت مرا بشناسيد تا كافر در نزد شما عظمت نداشته باشد . امير مؤمنان على عليه السّلام فرمود : عظمت خالق در دل‌هاى آنان جاى گرفته است . ازاين‌رو ، ماسواى او در نظر آنان كوچك شده است » .
وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ .
يعنى نعمت اسلام را به شما دادم و براى تكميل اين نعمت ، قبله‌اى مستقل براى شما قرار دادم تا شما را متّحد سازد و پراكندگىهاى شما را جمع كند و ملّت‌هاى جهان با هر رنگ و زبانى كه دارند از گوشه و كنار زمين ، رو به سوى آن كنند .

پيوندهاى امّت اسلامى

يك دانشمند محقّق مىگويد : امّت اسلامى را سه پيوند مشترك با يكديگر مرتبط مىسازد كه عبارتند از : خداى واحد ، كتاب واحد و قبلهء واحد كه مسلمانان ، هر سال از نقاط مختلف زمين به آن‌جا مىروند تا خداى واحد را با عقيدهء واحد و در سرزمين واحد نيايش كنند و اين سرزمين ، ميهن معنوى براى مسلمانان به شمار مىرود . آرى ، وحدت عقيده ، وحدت شريعت و وحدت وطن بزرگ ، اين‌چنين تجسّم پيدا مىكند تا مسلمانان به ياد بياورند كه هرچند كشورهايشان دور از يكديگرند و رنگ‌ها و زبان‌ها و نژادهايشان مختلفند ، امّا دين واحد ، خداى واحد و وطن واحد آنان‌را متّحد مىسازد و چنانچه شرايط ايجاب كند ، بر تمام گروه‌هاى مسلمانان واجب است كه منافع مشخص خود را فداى اين منفعت عمومى كنند .
كَما أَرْسَلْنا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ .
علما سخنان فراوانى دربارهء معناى حكمت دارند . آنچه ما مىفهميم اين است كه هرچيزى خواه عمل باشد خواه سخن ، اگر در جاى مناسب خود گذارده شود ، از مصاديق حكمت به شمار مىرود . درهرحال ، معناى كلى آيه آن است كه خداوند نعمت قبله را به عرب داد ، چنان‌كه پيش از آن نعمتى چون محمّد صلّى اللّه عليه و إله را داده