تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

اعراب

« أَمْ »
در اين‌جا منقطعه و به معناى « بل » است و معناى استفهام را نيز دربر دارد ؛ يعنى « بل أتريدون . . . » . « باء » بر سر « ايمان » داخل شده ؛ زيرا اين حرف هنگامى كه بر مبادلهء طرفينى دلالت كند ، همواره بر طرف كامل‌تر داخل مىشود .
« مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ »
متعلّق به محذوف و صفت براى
« كَثِيرٌ »
است .
« حَسَداً »
مفعول لأجله و
« مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ »
متعلّق به
« حَسَداً »
است . جواب
« لَوْ »
محذوف و در تقدير : « لسرّوا بذلك » است .

تفسير

أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ .
خداوند پس از آن‌كه به مؤمنان گفت : از خرده‌گيرىهاى كسانى كه بر نسخ و ديگر احكام دينىتان خرده مىگيرند باك نداشته باشيد ؛ زيرا تمام امور در دست اوست و از ميان آنها امرى را برمىگزيند كه به نفع شما و ديگران باشد ، مىفرمايد : از پيامبرتان محمّد صلّى اللّه عليه و إله چه مىخواهيد ، درحالىكه برايتان دلايل كافى آورده است ؟ آيا مىخواهيد او را آزار دهيد ، چنان‌كه يهود با موسى عليه السّلام كردند و از او چيزى را خواستند كه نبايد مىخواستند ؟ البته انسان ، گاهى براى اين‌كه ترديدش را بر طرف سازد ، دليل قانع كننده مىخواهد ؛ امّا درخواست اين‌كه كوه به طلا تبديل شود و بيابان خشك باغستان گردد ، سخنى است از روى دشمنى و بر خلاف منطق . بنابراين ، اى مسلمانان ، از زمرهء افراد بىمنطق و كينه‌توز نباشيد .
وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ .
هركس در مقابل حق موضعى واقع‌بينانه اتخاذ كند و براى اثبات آن دليل عاقلانه بخواهد ، او به حق ايمان دارد و آن را به عنوان يك اصل پذيرفته است و هركس كه در برابر حق موضعى كينه‌توزانه و