البته ، اين امر به يهود اختصاص ندارد ؛ زيرا بسيارى از مردم صرفا براى اينكه حق با منافع و خواستههايشان سازگار نيست ، آن را انكار مىكنند ؛ چراكه انسان با الهام گرفتن از عاطفه و منافع خود حركت مىكند ، نه با الهام گرفتن از دين و عقل خود .
امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمايد : « أكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع ؛
بيشترين سقوط عقلها در زير درخشش طمعهاست » .
فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ؛
يعنى اكنون از آنان گذشت كنيد و آنها را تنبيه و مجازات نكنيد ، تا خداوند در اينباره به شما دستور دهد ؛ زيرا هركارى بايد در زمان خود انجام شود . در بسيارى از تفاسير آمده است : خداوند به مسلمانان دستور داد كه از آنها گذشت كنند تا اينكه آيهء
« قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ »
« 1 » و نيز ديگر آيات جنگ نازل شد . رازى مىگويد : امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود :
خدا به پيامبرش دستور جنگ نداد تا اينكه جبرئيل اين آيه را آورد :
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ »
« 2 » و شمشير را به گردن او آويخت .
مخالفت با حق
تمام كارهاى زشت همچون كفر و الحاد ، فسق و گناه ، بىحرمتى و تباهى ، سركشى و ستم ، جنگها و دشمنىها ، تهىدستى و سختى و بيمارىهايى كه در زندگى وجود دارند ، همگى سرانجام يك سبب دارند و آن عبارت است از : مخالفت باحق . اگر عدالت و انصاف در جامعه پياده شود ، نه تنها قاضى بلكه تمام مردم راحت و آسوده و خوشبخت مىشوند و آيهء
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ »
« 3 » اشاره به همين حقيقت دارد .
البته ، حق در هيچ زمانى بدون ياور نيست ؛ ولى ياوران آن اندكند و اگر حق بهسان باطل ، ياورانى زياد مىداشت ، جهان پر از آسايش و امنيّت مىشد و حتّى اگر هر
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 29 .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 39 .
( 3 ) . يونس ( 10 ) آيهء 32 .