ندارد ، بلكه نشاندهندهء آن است كه اگر فرض كنيم كه نسخ به وقوع بپيوندد ، خداوند حكمى را خواهد آورد كه بهتر از حكم منسوخ باشد .
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
برخى مىگويند : خطاب در
« تَعْلَمْ »
متوجّه پيامبر است ؛ ولى مقصود از اين خطاب ، مسلمانانى است كه به سبب خردهگيرى يهوديان و ديگران بر نسخ ناراحت بودند ؛ امّا حق آن است كه اين خطاب متوجّه تمام كسانى است كه نسخ را نمىپذيرند و يا از اعتراض و خردهگيرى ديگران رنج مىبرند . معناى آيه اين است : نسخ امرى شگفتانگيز و باور نكردنى نيست ؛ زيرا نسخ نيز نوعى تكليف براى بندگان محسوب مىشود ؛ بدين ترتيب كه حكمى را لغو مىكند و حكمى همانند و يا بهتر از آن را مىآورد . بديهى است كه خدا مالك هرچيزى است و آن را هرگونه بخواهد تدبير مىكند . گاهى نسخ مىكند و گاهى باقى مىگذارد . بهرغم اينكه خدا مالك هر چيزى است ؛ امّا در آيهء شريفه تنها آسمانها و زمين را يادآور مىشود و اين بدان سبب است كه اين دو بر عموم و فراگير بودن دلالت دارند ؛ زيرا تمام آفريدهها ، خواه علوى و خواه سفلى را دربرمىگيرند .
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ .
يعنى اى مؤمنان ، از كسانى كه به مسئلهء نسخ خرده گرفتهاند و يا مىگيرند و يا به هرچيزى كه در دين شما وجود دارد ايراد مىكنند ، باك نداشته باشيد ؛ زيرا مادام كه خدا تأييدكننده و ياور شماست هيچ آفريدهاى نمىتواند به شما زيان برساند . خلاصهء سخن آنكه نسخ حقيقت دارد و بر خلاف گفتههاى منكران و ايرادكنندگان ، هيچ مانع عقلى و شرعى از نسخ وجود ندارد .