خدا فراخوانده شوند ؛ ثانيا ، كسانى كه به لطف خداوند پيش از بعثت ايمان آوردند و ثالثا ، آداب الهى به كسانى كه پس از بعثت ايمان آوردند آموزش داده شود . و اين ترتيب ، نوعى از بلاغت قرآن است كه از مرحلهء نخست آغاز و آنگاه بلافاصله به مراحل بعدى منتقل مىشود .
ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ .
جاى شگفت نيست كه مشركان ، يهود ، نصارا و نيز منافقان ، از اينكه قرآن بر محمّد صلّى اللّه عليه و إله نازل شود و خداوند ، فضيلت ، هدايت و صلاح و اصلاح را ويژهء او و پيروانش سازد ، بدشان بيايد ، بلكه شگفت اين است كه آنها از اين امور بدشان نيايد .
وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « مراد از رحمت در اينجا نبوت است » .
حسد و حسود
از آنجا كه حسد از خصوصيات طبيعى انسان است ، - مگر آنكه خدا كسى را از آن نگه دارد - تنها به مشركان ، يهود و نصارا اختصاص ندارد ، بلكه بسيارى از مسلمانان و حتّى علماى دين و حتّى برخى از كسانى را كه مقام اعلاى مرجعيّت دينى را برعهده دارند دربرمىگيرد ، با اينكه مىدانيم اين مقام ، نزديكترين مقامها به مقام معصوم است . خدا ، پيامبران ، امامان و خردمندان دربارهء حسد زياد سخن گفتهاند . از جمله امام صادق عليه السّلام فرمود : « ريشهء حسد ، كورى قلب و انكار بخشش خداست و اين دو ، دو بال كفرند » .
رساترين سخنى كه در وصف حسودان خواندم ، سخن سرور بليغان و پيشواى حكيمان امير مؤمنان عليه السّلام است كه از آنان به « حاسدان آسايش و تأييدكنندگان بلا » تعبير كرده است . و نيز فرمود : « در مذمّت حسود ، همين بس كه در هنگام شادى شما غمگين مىشود » .