تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
ديگر پهلوخوابى كند و نيز همانند ايجاد محبت و يا دشمنى ميان دو نفر ، به كار گرفتن فرشتگان و شياطين در كشف غيب‌ها ، معالجهء افرادى كه بيمارى صرع دارند . شهيد ثانى دربارهء اين امور ، در كتاب مسالك ، باب تجارت چنين مىگويد : بيشتر علماى اماميه مىگويند : امور مذكور ، وهم و خيال است و پايه‌اى ندارد . تنها اندكى از علما آنها را واقعيّت مىدانند و به حقيقت بودن آنها قائلند . بخارى در جزء چهارم صحيح خود ، « باب داستان ابليس و سپاه او » روايت مىكند : پيامبر را جادو كردند تا آن‌جا كه وى خيال مىكرد كه فلان چيز را انجام مىدهد ، در حالى كه آن را انجام نمىداد . جصّاص يكى از رهبران حنفيه در جزء اوّل كتاب احكام القرآن ، صفحهء 55 كه در سال 1347 هجرى چاپ شده است ، اين سخن بخارى را انكار كرده و همچنين ، شيخ محمّد عبده در تفسير سورهء فلق آن را منكر شده است . ما با كسانى موافقيم كه مىگويند : جادو واقعيّت ندارد . امام صادق عليه السّلام فرمود : « جادو ناتوان‌تر و ضعيف‌تر از آن است كه آفرينش خدا را دگرگون سازد و اگر جادوگر مىتوانست ، هرآينه پيرى ، آفت و بيمارى را از خود دفع مىكرد و نيز سفيدى موى سرش و نادارى را از صحنهء زندگى خود دور مىساخت . بزرگ‌ترين جادو ، سخن‌چينى است كه ميان دو نفر دوست جدايى مىاندازد و ميان دو همرزم دشمنى ايجاد مىكند » . درهرحال ، اماميه اتفاق‌نظر دارند كه مجازات جادوگر ، چنانچه مسلمان باشد ، كشتن و اعدام است و اگر مسلمان نباشد ، حاكم هرگونه كه صلاح بداند او را تعزير مىكند : تازيانه مىزند و يا زندانى مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) . هركس مايل است جزئيات حكم جادوگرى را بداند ، بايد به كتاب جواهر ، باب تجارت و قصاص و نيز به مكاسب شيخ انصارى مراجعه كند . صاحب جواهر مىگويد : « هر امر شگفت‌انگيزى جادو نيست ؛ زيرا بسيارى از علوم ، آثارى شگفت‌انگيز دارند و در اين‌باره ، كافى است كه به صنايع شگفت‌آور فرنگ بنگريد » . ما اكنون در سال 1967 ميلادى زندگى مىكنيم و از وفات مؤلّف بزرگ جواهر ، 121 سال گذشته است و اگر ايشان در عصر حاضر مىبود ، چيزى به نظرش شگفت‌انگيز نمىرسيد ؛ زيرا هرچيزى كه در اين عصر وجود دارد شگفت‌آور است . به زودى عصرى خواهد آمد كه عصر ما نيز نسبت به آن همچون عصر صاحب جواهر نسبت به عصر ما خواهد بود .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 320 | محمد جواد مغنية