تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

توضيح بيشتر

اكنون آيه را براساس آنچه عبيدى از آن فهميده است تفسير مىكنيم :
وَ اتَّبَعُوا ؛
يعنى يهوديان مدينه كه در دوران محمّد صلّى اللّه عليه و إله مىزيستند ، پيروى كردند .
ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ .
مراد از شياطين ، شعبده‌بازان و از جملهء آنها دو مرد بابلى بودند كه مقدّس‌نمايى مىكردند و درواقع از شمار ابليس‌ها بودند .
عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ .
يعنى يهوديان مدينه انواع نيرنگ‌ها و توطئه‌ها را عليه محمّد صلّى اللّه عليه و إله به كار بردند ، چنان‌كه پيشينيان آنها برضد سلطنت سليمان به كار مىبردند .
وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا ؛
يعنى هرچه را كه آنان به سليمان نسبت مىدادند ، از نيرنگ‌ها و تهمت‌هاى نيرنگ‌بازان سرچشمه مىگرفت و آن حضرت از همهء آنها پاك بود .
يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ؛
يعنى آنها چيزهاى بيهوده و دروغ به مردم ياد مىدادند .
وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ .
مراد همان دو مردى است كه از بابل آمده بودند و به تقدّس و تقوا تظاهر مىكردند و مراد از اين جمله ، نازل شدن وحى از سوى خدا نيست نظير نزول وحى بر پيامبران ، بلكه صرف الهام و يا آموختن و امثال آن است .
وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ .
آنها هرچه را مىگفتند از روى فريب و نفاق بود ، تا مردم خيال كنند كه علم آنها علم الهى و كارشان كارى روحانى است و نيّت درست و پاك دارند . چنان‌كه مثلا يك رمّال حيله‌گر به كسى نوشتن راه و رسم دشمنى و دوستى را ياد مىدهد ، مىگويد : مبادا اين نوشته را براى جدايى زن و شوهر شرعى و يا براى محبت زن شوهردار به غيرشوهرش به كار ببرى .
فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ ؛
يعنى از آن دو چيزى را فرامىگيرند كه گمان مىكنند ميان زن و شوهر جدايى مىاندازد ، چنان‌كه انسان نوشتهء دوستى و دشمنى را از رمّال حيله‌گر به اعتقاد اين‌كه راست است و تأثير دارد
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 316 | محمد جواد مغنية