أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ .
خطاب متوجّه تمام يهوديان است ؛ زيرا آنان يك امّتند و يك سرشت دارند و نيز بدين سبب كه هركس به عمل ستمگرى خشنود باشد ، در ستم با وى شريك است .
فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ ؛
گروهى [ از پيامبران را ] تكذيب كرديد ؛ نظير عيسى و محمّد صلّى اللّه عليه و إله
وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ ؛
گروهى را مىكشيد ؛ همانند زكريا و يحيى . . .
وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ ؛
يعنى يهوديان به پيامبر گفتند : روى دلهاى ما پردهاى است كه مانع از فهميدن و شنيدن دعوت تو مىشود . اين جمله كاملا نظير اين آيه است :
« وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ ؛
« 1 » و گفتند : قلبهاى ما از آنچه ما را به سوى آن مىخوانى در پوشش است و در گوشهاى ما سنگينى است » .
در برخى از روايات آمده است : « حكمت ، گمشدهء مؤمن است » . مراد از مؤمن در اينجا كسى است كه بهحق ايمان بياورد و حق را براى حق جستجو كند . بديهى است كسىكه چنين باشد به صرف وجود حجّت و دليل قانع مىگردد . برعكس ، كسىكه نه به حق ايمان دارد ، نه به ارزشها و نه به هيچچيزى ، جز به خود و هواها و شهوتهاى خود ، هرگاه دليل و حجّت او را منكوب و وادار به سكوت كند ، جز زورگويى و دشمنى چيز ديگرى با خود ندارد . البتّه ، گاهى مىخواهد با تظاهر به بىتوجّهى و اهمّيت ندادن ، ناتوانىاش را پنهان كند و به طرفدار حق مىگويد : من سخن تو را نمىفهمم و من از تو و دلايل تو بيزارم ، درحالىكه او به دروغ اين سخن را مىگويد و هم در پيشگاه خدا و هم در نزد وجدان خود دروغگو و مستحقّ لعنت و عذاب است .
فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ .
يعنى از ميان يهوديان به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله ايمان نياوردند ، مگر اندكى نظير عبد اللّه بن سلام و ياران او . صاحب مجمع البيان مىگويد : معناى « قليلا ما يؤمنون » آن است كه هيچكس از آنان مطلقا ايمان نياورد نه زياد و نه اندك .
مىگويند : « قلّما يفعل » به معناى « لا يفعل البتّة » است . به عقيدة من نظريّهء اوّل درستتر
هامش
( 1 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 5 .