صغيره ، ان شاء اللّه ، در هنگام تفسير آيهء 32 سورهء نجم به تفصيل خواهد آمد :
« الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ » .
« 1 »
اهل قبله دربارهء كسىكه اقرار به شهادتين مىكند و گناه كبيره انجام مىدهد ، اختلافنظر دارند : آيا چنين شخصى كافر است و در آتش جاويدان مىماند يا اينكه مؤمن گناهكارى است كه به اندازهء استحقاق ، مجازات و سپس وارد بهشت مىشود ؟
خوارج نظريّهء اوّل را انتخاب كردهاند . اماميه ، اشاعره و بيشتر اصحاب و تابعان ، قائل به نظريّهء دوم شدهاند . معتزله نظريّهء سومى به وجود آورده و حدّ وسط را گرفتهاند ؛ يعنى مىگويند : او نه كافر است و نه مؤمن .
علّامه حلّى در شرح تجريد بر درستى اين نظريّه كه مرتكبشوندهء گناه كبيره ، مؤمن گناهكار است و در آتش جاودان نمىماند ، چنين استدلال مىكند : « اگر اين فرد در آتش جاودانه بماند ، لازم مىآيد كه كسىكه در تمام مدت عمرش خدا را عبادت كرده و آنگاه در پايان عمرش تنها يك گناه انجام دهد بهرغم اينكه بر ايمان خود باقى است ، جاودانه در آتش باشد ، كاملا همانند كسىكه در تمام مدت عمرش به خدا شرك آورده است و اين محال است ؛ زيرا عقلا آن را قبيح مىدانند » .
ترديدى نيست كه يك گناه نمىتواند تمام كارهاى نيك را باطل كند ، بلكه عكس آن درست است ؛ زيرا خداوند مىگويد : « . . . نيكىها ، بدىها را از ميان مىبرند . اين اندرزى است براى اندرزپذيران » . « 2 » دستكم هرچيزى بايد حساب خود را داشته باشد [ نه اينكه گناه ، همهء كارهاى نيك را از بين ببرد ] .
ازاينرو ، بايد واژهء
« سَيِّئَةً »
در آيهء
« بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
به معناى شرك حمل شود . چنان كه آيهء بعدى
« وَ الَّذِينَ
هامش
( 1 ) . اين آيهء كريمه مىتواند پاسخى باشد به كسىكه مىگويد : گناه ، كبيره و صغيره ندارد ، بلكه تمام گناهان كبيرهاند و دليل اين رد ، آن است كه واژه « الّلمم » به معناى اندك است . چنانكه گفته مىشود : « ألمّ بالطّعام : اندكى از آن خورده است » .
( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 114 .