كه او را به پاكى مىستايد » . « 1 » وقتى به اين آيه برسيم ، دربارهاش بيشتر توضيح خواهيم داد .
اختلاف مزاجها
سؤال : آيا در درون انسان نيرويى وجود دارد كه او را تحريك كند و در امورش دخالت داشته باشد يا اينكه محرّك اصلى انسان ، پديدهها و موجودات برونى است و اگر انگيزهء درونى هم باشد اين انگيزه از برون سرچشمه مىگيرد و زاييده مىشود ، بهگونهاى كه انگيزهء درونى فرع و انگيزهء برونى اصل است ، يا آنكه هردو انگيزه اصل و مستقل از ديگرى مىباشد ، هرچند انسان گاه با اين انگيزه و گاه با آن و نيز گاه با هر دو تحريك مىشود ؟ برفرض اينكه در درون انسان نيرويى مستقل باشد كه او را تحريك كند و برانگيزد ، آيا تمام انسانها در اين نيروى روحى باهم شريكند ، به گونهاى كه فردى با فردى ديگر هيچ تفاوتى ندارد و يا هر فردى داراى نيروى خاص و مزاج ويژهاى است كه ديگرى با او شركت ندارد ؟
پاسخ : در جواب نخستين پرسش بايد گفت : انسانيت انسان به غريزهها و نيروهاى روحىاش مىباشد ، بهگونهاى كه اگر او را از اين نيروهاى روحى جدا سازيم و يا عمل و تأثير آنها را نفى كنيم ، انسان به صورت يك برگ و يا پرى درمىآيد كه در معرض وزيدن باد قرار گيرد [ و باد آن را به اين و آنسو ببرد ] . لازم به گفتن است كه نيروهاى درونى انسان با امواج و رويدادهاى برونى واكنش متقابل دارد ؛ بدينمعنا كه هم در آنها اثر مىگذارد و هم از آنها اثر مىپذيرد ؛ ولى واكنش متقابل يك چيز است و استقلال در تأثيرگذارى چيزى ديگر ؛ براى نمونه ، غريزهء كنجكاوى و جستجوگرى به همراه انسان آفريده مىشود و به همين دليل ، كودك فطرتا كنجكاو است و حتّى اين غريزه از ويژگىهاى انسان به شمار مىرود . آنگاه اين غريزه با ديدن پديدهها و
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 44 .