تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
حبس كردن آنها ، و ميان حبس و صيد تفاوت زيادى وجود دارد . اين دغل‌بازى و نيرنگ ، مرا به ياد كسانى مىاندازد كه منافقانه دين و ملّيت را تحريف مىكنند و از طريق بازى با الفاظ ، حقايق را وارونه جلوه مىدهند ، تا برخى از افراد ساده‌لوح را به دام خود بيندازند . خنده‌آور است كه برخى از شيوخ كتاب ويژه‌اى دربارهء حيله‌هاى شرعى تأليف كرده‌اند ، گويى خدا كودكى است كه چيزهاى مخفى بر او پوشيده مىماند و راستگويان را از دروغگويان تشخيص نمىدهد . اگر خداوند اين نيرنگ‌بازان را به بوزينگان پست در همين دنيا مسخ نكند - چنان‌كه يهود را مسخ كرد - به زودى در روز قيامت آنها را به صورت سگ‌ها ، بوزينه‌ها و خوك‌ها محشور خواهد كرد . هرچند اين دروغگويان هم‌اكنون و در ظاهر مسخ نشده‌اند ؛ امّا در باطن مسخ گرديده‌اند و نيرومندترين دليل بر مسخ دل‌هاى آنان ، اعمال آنهاست .
فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ .
مفسّران اختلاف‌نظر دارند كه آيا مسخ آن عده از يهوديان كه حرمت روز شنبه را شكستند ، مسخ حقيقى بود ، طورىكه بدن‌ها و صورت‌هاى آنان به شكل ميمون‌ها درآمد يا اين‌كه طبع آنها مسخ شد نه جسم ايشان ؛ نظير اين‌كه خداوند مىگويد :
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ »
« 1 » و نيز همانند آيهء ديگر
« كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » ؟
« 2 » بسيارى از مفسّران نظريّهء اوّل را پذيرفتند و مىگويند : مسخ حقيقى بود ، زيرا آنان به ظاهر آيه عمل مىكنند و داعيه‌اى براى تأويل اين ظاهر و صرف‌نظر از دلالت آن وجود ندارد ؛ چراكه تغيير صورتى به يك صورت ديگر از لحاظ عقلى امكان پذير است . بنابراين ، وقتى آيه يا روايت صحيح وارد شده باشد كه دلالت بر وقوع مسخ كند ، ما به ظاهر آن عمل مىكنيم ؛ زيرا نيازى به تأويل آن وجود ندارد . پاره‌اى از مفسّران از جمله مجاهد در قديم و شيخ محمّد عبده در زمان معاصر
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 7 . ( 2 ) . جمعه ( 62 ) آيهء 5 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 250 | محمد جواد مغنية