سرزمين شام » و واژهء « ناصرى » در مورد حضرت عيسى مسيح عليه السّلام زياد به كار مىرود .
صاحب كشّاف مىگويد : « يا » ى نصرانى و نصرانيّه براى مبالغه است . البتّه نظريّهء اوّل ( نظر سيبويه ) به صواب نزديكتر است .
امّا « صابئون » قومىاند كه به خدا ، معاد و برخى از پيامبران ايمان و اقرار دارند ؛ ولى براين باورند كه برخى از ستارگان در خير و شر و سلامت و بيمارى تأثير دارند . يك طايفه از آنان ، در حال حاضر در عراق اقامت دارند . واژهء « صابئه » از « صبأت النجوم ؛ ستارگان طلوع كردند » گرفته شده است . اوّلين كسانى كه ستارگان را پرستيدند ، قوم نمرود بودند ؛ همانها كه ابراهيم خليل عليه السّلام به سوى آنان فرستاده شده بود . بنابراين ، دين قوم نمرود ، كهنترين اديان در تاريخ به شمار مىآيد .
اعراب
« مَنْ »
در آيهء
« مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ »
بدل بعض است از هريك از اصناف سهگانهء يهود ، صابئان و نصارى . جملهء
« فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ »
مبتدا و خبر و جمله ، خبر براى « ان » ، و « فاء » بر سر خبر داخل شده ؛ زيرا موصول متضمّن معناى شرط است .
« خَوْفٌ »
مبتدا و
« عَلَيْهِمْ »
خبر آن مىباشد .
« لا »
عمل نمىكند ؛ زيرا تكرار شده است .
تفسير
در تفسير اين آيه چندين قول وجود دارد كه برخى از مفسّران تعداد آن را به هشت قول رساندهاند . صحيحترين آنها دو قول است :
1 . هدف آيه آن است كه خداوند مىخواهد بيان كند بهطور كلى اسمها اهمّيتى ندارد ؛ مسلمان باشد يا مؤمن ، يا يهودى ، يا صابئى و يا نصرانى ؛ زيرا الفاظ به تنهايى نه زيانى دارد و نه سودى ، نه چيزى را بالا مىبرد و نه پايين مىآورد . آنچه در نزد خدا