الفوم : سير .
الأدنى : نزديكتر كه در اينجا به معناى خسيس و پست است و از « دنائت » گرفته شده است .
المصر : شهر بزرگ .
ضربت : واجب شد ، مقرّر شد .
اعراب
« يُخْرِجْ »
مضارع مجزوم در جواب فعل امر ؛ يعنى
« فَادْعُ »
و
« ذلِكَ »
مبتدا و
« بِأَنَّهُمْ كانُوا »
خبر آن و همچنين است :
« ذلِكَ بِما عَصَوْا » .
تفسير
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ .
يعنى اى يهوديان ، پيشينيان شما به موسى گفتند : بر يك غذا صبر نخواهيم كرد و اين در زمانى بود كه آنان در صحراى سينا سرگردان بودند و از خوردن دايم « منّ » و « سلوى » خسته و به زندگى نخست خويش در مصر مشتاق شده بودند .
البتّه در اين خواسته گناهى مشاهده نمىشود ؛ زيرا هر انسانى طالب تنوّع در غذا است ؛ چراكه تنوّع غذايى ، اشتها را باز و تمايل به خوردن غذا را بيشتر مىكند .
خداوند نيز روزىهاى پاكيزه را براى بندگانش حلال كرده است . بنابراين ، آيه براى ابراز مذمّت آنان نيامده است ، بلكه مراد اظهار و ابراز شگفتى است ؛ تعجّب از اينكه آنها زندگى راحت و آسوده را رها كردند و در جستجوى زندگىاى برآمدند كه جز از راه كوشش و زحمت نمىتوان آن را بهدست آورد .
قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ .
« باء » در اين مورد بر اسمى داخل مىشود كه برتر است ؛ چنانكه گويى : « لا تبدل النحاس بالذهب ؛ مس را به طلا تبديل