تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
آب در آن‌جا نباشد ، آب بيرون نخواهد آمد . پس چگونه ممكن است از سنگى كه هيچ اثرى از آب در آن وجود ندارد ، آب بجوشد ؟ پاسخ : علم و طبيعت ، مطلقا نمىتواند اين حادثه را تفسير كند . معجزه و خرق عادت و جز سخن خداى توانا كه به هرچيز مىگويد : « موجود شو ، پس موجود مىشود » « 1 » هيچ توجيه ديگرى براى آن وجود ندارد . كاملا همانند شكافته شدن دريا و ايستادن آب آن همچون كوه ، نازل شدن « منّ » و « سلوى » از آسمان ، سرد و سلامت شدن آتش بر ابراهيم عليه السّلام ، زاده شدن عيسى عليه السّلام بدون پدر ، زنده كردن مردگان به‌دست او ، آفريدن او پرنده را از گل و حوادثى از اين قبيل . بنابراين ، كسىكه به خدا و قدرت او ايمان دارد ، به همان بسنده مىكند ، و كسىكه منكر قدرت اوست و لجاجت مىكند نمىتوان پس از انكار اصل ، دربارهء فرع با او گفتگو كرد . من يقين دارم ، كسانى كه در جستجوى تفسير علمى و دقيق براى هرچيزى هستند ، در زندگى خود به رويدادهاى متعدّدى برمىخورند كه جز غيب و ارادهء الهى ، هيچ تفسيرى نمىتوانند براى آنها پيدا كنند ؛ ولى خودشان به اين امر توجّه ندارند . در اين‌جا شايسته است به ملّاصدرا اشاره كنيم ، فيلسوف بزرگى كه صدها سال پيش از ما زندگى مىكرد ؛ زمانى كه نه ابزارهاى علمى وجود داشت و نه آزمايشگاه‌ها . او در تفسير اين آيه عينا چنين مىگويد : « مادهء عناصر ، قابليت دارد كه تا بىنهايت به صورت‌هاى مختلف و پىدرپى درآيد . بنابراين ، ممكن است كه برخى از اجزاى سنگ به آب تحوّل پيدا كند » . نمونهء بارز شاهدى كه بايد دربارهء آن غور كرد اين جمله از سخن اوست : « ممكن است برخى از اجزاى سنگ به آب ، تحوّل پيدا كند » . ملّاصدرا با اين سخن خود « نظريّهء تكامل » را تأييد مىكند كه وى سه قرن پيش از داروين ، « 2 » آن را كشف كرد و بدان راه يافت . به‌علاوه ، داروين نظريّهء تكامل را تنها به اعضاى زنده اختصاص
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 73 . ( 2 ) . ملّاصدرا از بزرگان قرن شانزدهم ميلادى است ، درحالىكه داروين در اواخر قرن نوزدهم بوده است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 238 | محمد جواد مغنية