مطلقا ميان آنها وجود نداشت ، و اين زندگى نيز در برابر مال ، يا كار و يا چيزى ديگر نبود . « 1 »
بنى اسرائيل نخستين و آخرين ملّتى است كه از اينگونه زندگى برخوردار مىشد .
وانگهى آنها از وحدت زبانى ، فرهنگى و تاريخى نيز برخوردار بودند . ما به زودى ثابت خواهيم كرد كه خداى تعالى با اين ملّت رفتار ويژهاى داشته كه با ديگر ملّتها نداشته است . بنابراين ، وقتى كه براى گناه و فساد و جنگ و نزاع ، عامل اقتصادى و يا قومى وجود نداشته باشد ، چه عاملى سبب شد كه بنى اسرائيل فساد كنند و عليه پيامبر خيرخواه و امين خود ، موسى بن عمران عليه السّلام بشورند و با او به مخالفت برخيزند ؟
چگونه آنها از اين زندگى برابر و ثروت برابر خسته شدند و گفتند : ما هرگز بر آن طاقت نمىآوريم و مىخواهيم برخى به برخى ديگر كمك كنيم ، و چگونه آنها با كفر و عصيان درصدد مقابله با نعمتها برآمدند ؟
تمام سوسياليستها و يا بسيارى از آنها مىگويند : منبع تمام پستىها و بدبختىها سرمايهدارى است و منبع تمام فضيلتها و خوشبختىها سوسياليزم است .
كاپيتاليستها [ سرمايهداران ] نيز مىگويند : مهم ، هماهنگى در انديشه و خصوصيات روحى است .
هيتلر مىگفت : جز نژاد آريايى چيزى مطلقا وجود ندارد ؛ لكن بسيارى از مخالفان هيتلر همانند او آريايىنژاد بودند ، و درنتيجه نظريّهء او موجب نابودى خود او شد ، ملّت آلمان را ذليل و ميليونها انسان از ديگر ملّتها را هلاك كرد و شهرها و پايتختها و مؤسسههاى فرهنگى و باستانى را ويران ساخت .
البته رقابت ميان كشورهاى سوسياليستى به اوج خود رسيد و برخورد ميان مسكو و پكن و از همه مهمتر اختلاف استالين و تيتو ، هرگونه آرزوى توافق و سازش را از ميان برد .
هامش
( 1 ) . آنچه در برخى از تفاسير آمده ، خندهآور است و آن اينكه كودك اسرائيلى به اندازهء اندامش لباس مىپوشيد و به هر اندازه كه كودك رشد مىكرد ، لباس او هم خود به خود ، از لحاظ درازا و پهنا پابهپاى او ، بدون كم و زياد ، افزايش پيدا مىكرد . اين سخن هرچند ذاتا امكانپذير است ؛ ولى هيچ دليلى بر اثبات آن وجود ندارد .